رییس‌جمهور ورزش، آزمون و خطا

احمد دنیامالی . رییس پیشین فدراسیون قایقرانی

یک- ورزش؛ فراتر از یک رفتار عادی و معمولی است، ورزش را باید به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی و فرا اجتماعی تصور کرد که می‌تواند بازخوردهای تعیین‌کننده‌ای در جامعه داشته باشد. ورزش در تمام دنیا از مقبولیت بالایی برخوردار است و نمی‌توان به‌سادگی از کنارش عبور کرد چراکه نشاط و پویایی یک جامعه جوان و سالم با اجرای درست این پدیده اجتماعی در ارتباط است. ورزش نمایندگی سطح وسیعی از افکار جامعه را در بر دارد و تفکرات صرفا سیاسی می‌تواند باعث بروز انحرافاتی در این پدیده اجتماعی شود که طبعا آسیب‌های اجتماعی متعددی در پی خواهد داشت. ورود ورزشی‌های متخصص به بدنه ورزش، که دارای تحصیلات آکادمیک هستند و الفبای ورزش را می‌شناسند، می‌تواند چشم‌انداز مناسبی را برای ورزش ایران ترسیم کند و افق روشنی داشته باشد.

بنده اعتقاد دارم دولت جدید حتی در معرفی وزیر ورزش به مجلس هم باید سازوکار خاصی داشته باشد و از کارگروهی که متشکل از ورزشی‌هاست، تشکیل و از نظرات آنها بهره ببرد.

دو- آمار وزارت علوم در سال‌های گذشته نشان می‌دهد در رشته تربیت بدنی خروجی‌های مناسب و متعددی حتی در سطح دکترا (پی‌اچ‌دی) داشته‌ایم که در تمام این سال‌ها یا در مسوولیت‌های غیرتخصصی حضور داشته‌اند یا بیکار بوده‌اند، متاسفانه افراد غیرمتخصصی در راس کار بوده‌اند و ورزش ایران را با چالش‌های عمیقی مواجه کرده‌اند.

در ورزش نباید نگاهی سیاسی داشت و بهتر است برای انتخاب وزیر جدید ورزش به ورزشی‌های تحصیلکرده، دانش آموختگان حوزه ورزش که البته جوان باشند اجازه عرض‌اندام داده شود. در معرفی وزیر جدید ورزش نکته‌ای به نام «اخلاق‌مداری» باید مورد توجه باشد که به اعتقاد بنده حتی مهم‌تر از ورزشی‌بودن و تحصیلات آکادمیک وزیر ورزش آینده در حوزه ورزش است. وجود تمام این بد اخلاقی‌ها در ورزش است که معتقدم باید عمیقا به این موضوع توجه کنیم که وزیر ورزش آینده باید از جنس ورزش، اخلاق‌مدار و ترجیحا جوان باشد.

سه- وزارت ورزش جدید باید توجهی عمیق به حوزه سلامت جامعه از طریق گسترش ورزش همگانی داشته باشد چراکه گسترش ورزش همگانی، در سطوح پایه و استعدادیابی جاری در آن می‌تواند عامل تقویت ورزش قهرمانی کشور باشد. اگر ورزش را در خانواده‌ها گسترش دهیم می‌توانیم شاهد حضور استعدادهایی از دل ورزش خانوادگی و همگانی، باشیم که به ورزش قهرمانی هدیه داده می‌شود. به این ترتیب وزارت ورزش در کنار فرهنگ‌سازی ورزش همگانی، در حوزه ورزش قهرمانی نیز گام‌های بزرگی برداشته است. مهم‌ترین وظیفه وزارت ورزش توسعه زیرساخت‌های ورزش است و موضوع خصوصی‌سازی و واگذاری امور به مردم که هم به نفع وزارت ورزش است و هم حرکتی در مسیر حرفه‌ای‌شدن.

چهار- وزارت ورزش آینده چالش‌هایی بسیار جدی در مواجهه با ورزش ایران در سطح بین‌الملل دارد، چراکه متاسفانه بسیاری از کرسی‌های ما در مجامع بین‌المللی به خطر افتاده و به واسطه نگاه‌های غیرورزشی‌ای که جاری بوده برخی از کرسی‌های مهم خودمان را از دست داده‌ایم. توصیه می‌کنم که دولت فعلی در زمینه برگزاری انتخابات کمیته ملی المپیک در حالی که هنوز تمام شروط دستگاه بین‌المللی نظارتی ورزش (I O C) به انجام نرسیده است، با سعه‌صدر برخورد و شرایطی را فراهم کند که انتخابات کمیته ملی المپیک توسط دولت آینده برگزار شود تا دیگر شاهد واگرایی بین وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک نباشیم. بحث واگرایی بین کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش می‌تواند با کمی صبر و همسویی، به نوعی همگرایی مثبت و سازنده بدل شود. یکی از مهم‌ترین گام‌هایی که دستگاه ورزش جدید باید بردارد، تفکیک وظایف خود با کمیته ملی المپیک است تا فدراسیون‌های المپیکی اختصاصا با محوریت کمیته ملی المپیک اداره شوند. وزیر ورزش آینده باید این موضوع را مدنظر قرار دهد که وزارتخانه باید در عرصه سیاستگذاری‌های کلان و ایجاد زیرساخت‌ها گام بردارد و اداره فدراسیون‌های المپیکی را به مجامع و کمیته ملی المپیک بسپارد. 

پنج- متاسفانه در یکی، دو سال اخیر دیپلماسی ورزش ایران در مجامع بین‌المللی به دلیل وجود افراد غیرمتخصص و غیرورزشی با خدشه مواجه شده است و این موضوع کار دستگاه ورزش جدید را مشکل می‌کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های وزیر جدید تسلط بر امور بین‌المللی و آشنایی با قوانین بین‌المللی در حوزه ورزش است و باید رویه‌ای در پیش بگیرد که وجه تخریب شده ورزش ایران طی یکی، دو سال گذشته را به چهره‌ای مثبت و همگرا با قوانین بین‌المللی بدل کند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایی که این روزها در ورزش وجود دارد مربوط به شورایعالی ورزش می‌شود، شورایی که ریاستش بر عهده رییس‌جمهور قرار دارد و متاسفانه در هشت‌سال گذشته تنها یک یا دو جلسه نصفه‌ونیمه برگزار کرده است. باید نسبت به شورایعالی ورزش نگاهی تشکیلاتی داشته باشیم که لازمه پیشرفت در ورزش است. بخش بزرگی از مشکلات ورزشی موجود، ناشی از وجود نداشتن مدیریت واحد در ورزش و در نتیجه ناهماهنگی نیرو‌های ورزشی است که به صورت تشکیلاتی سازماندهی نمی‌شوند.

شش- یکی از موضوعاتی که این روزها تبدیل به سوژه‌ای مهم برای بحث، تبدیل شده است، انتخابات شورای اسلامی شهر تهران و حضور چهره‌های ورزشی در این شوراست. این موضوع خود می‌تواند برای شهر تهران یک فرصت باشد، فرصتی که به واسطه حضور شش‌ساله سه ورزشی و ورود ورزشی‌های جدیدی که سابقه مشخصی در ورزش قهرمانی و مدیریتی کشور داشته‌اند، می‌تواند حوزه ورزش همگانی و سلامت شهروندان تهرانی را بهبود و ترقی بخشد. باید از این فرصت نهایت استفاده را کرد و برنامه‌ای دقیق برای حوزه ورزش همگانی در پایتخت داشت چراکه ورزشی‌های شورا، تخصص کافی در این زمینه دارند و این می‌تواند نقطه ‌عطفی برای چهارمین شورای اسلامی شهر تهران باشد.

گفتگوی روز: جنایت؛ افراط در برون‌ریزی خشم

گفت‌وگو شرق با ناصر قاسمزاد، روانشناس
شاهد حلاج: بسیاری از متهمان به قتل وقتی تحت‌بازجویی قرار می‌گیرند، داشتن کینه نسبت به مقتول را انگیزه اصلی خود در ارتکاب جنایت عنوان می‌کنند. گاه کینه به حدی می‌رسد که قاتلان به کشتن طرف مقابل بسنده نمی‌کنند و بعد از قتل نیز با انجام اعمالی مانند آتش‌زدن یا مثله‌کردن جسد، سعی دارند خشم خود را بیشتر نشان دهند. در گفت‌وگو با ناصر قاسمزاد، روانشناس و استاد دانشگاه به بررسی اینگونه جنایت‌ها پرداخته‌ایم.

‌کینه چرا و چگونه در نزد افراد شکل می‌گیرد؟
در بستر سالم رشد شخصیتی، انتظار می‌رود افراد بتوانند مسایل و مشکلات خودشان را در فضای سالم و خوش‌بینانه مطرح کنند و به نتیجه‌گیری برسند. معمولا مشکلات رفتاری و اخلاقی و مشکلاتی مانند کینه از آنجایی آغاز می‌شود که فضای سالم وجود ندارد و افراد نمی‌توانند مشکلات خودشان را با طرف مقابل مطرح کنند. جایگاه افراد، زورگویی‌ها، رفتارهای بدبینانه‌اش و تحقیر و تمسخر و... همه و همه می‌تواند دلایلی باشد که فرد دچار خشم فروخورده شود و خشم فروخورده را در قالب کینه و انتقامجویی با خود یدک بکشد. در واقع کینه، نفرتی است که فرد نسبت به رفتار شخص مقابل در شرایط خاص پیدا می‌کند و چون نمی‌تواند خواسته خود را به آن فرد ابراز کند، حسی که از آن به عنوان کینه و انتقامجویی یاد می‌کنیم به عنوان نیازی واپس‌زده شده در نزد فرد ثبت می‌شود.

پس اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، کینه انباشت خشم فروخورده شده است که به‌طور غیرطبیعی بروز پیدا می‌کند.
این تعریف درست است. هر وقت فردی فرصت پیدا کند این خشم را روی فرد دیگری به صورت حضوری یا غیرحضوری ابراز کند، می‌گوییم او کینه‌ای از آن شخص داشته که حالا خودش را تخلیه کرده است.

چه عواملی در شکل‌گرفتن کینه موثر هستند؟
در شرایطی که حق فرد ضایع شود، کینه هم شکل ‌می‌گیرد. در سطح جامعه، افرادی وجود دارند که دارای ویژگی‌ها، استعدادها و شرایطی هستند و با توجه به این ویژگی‌ها جامعه نمی‌تواند پاسخگوی آن باشد. وقتی فضای آموزشی، دانشگاهی، مطالعاتی، شغلی و... که حق همه انسان‌هاست برای برخی افراد فراهم نشد، طبیعتا خشم و نفرت نسبت به گروه خاصی که از این امکانات برخوردار هستند به وجود می‌آید. بخشی از این خشم طبیعی و نتیجه کارکرد غلط دستگاه‌های اجتماعی، آموزشی و تامینی جامعه است که امنیت‌ها و تامین‌ها را نمی‌دهند اما اگر در شرایط مساوی یکی به واسطه زیاده‌خواهی و مسایل شخصیتی خودش حقی را از دیگری ضایع کند یا باعث ‌‌شود نیاز شخص دیگری سرکوب شود، اینجا بحث کینه یا خشم بیمارگونه مطرح می‌شود زیرا یکی از طرفین دلیل ایجاد آن است. عوامل محیطی، ژنتیکی و عوامل رشدی می‌توانند دست به دست هم دهند و باعث شوند فرد دچار فراوانی یک رفتار بیمارگونه شود. در واقع هردو بستر ارث و محیط را باید در کنار هم دخیل بدانیم.

بنابراین ممکن است فردی که قربانی کینه شده است، خودش مقصر اصلی به‌وجودآمدن آن کینه باشد.
باید شرایط را بررسی کنیم تا ببینیم چه فضایی وجود دارد. بعضی وقت‌ها ممکن است هر دو طرف تقصیر داشته باشند و گاهی ممکن است یکی از طرفین مقصر باشد. مثلا نوجوانی که نیازهای خاص آن دوره سنی‌اش که طبیعی هم بوده‌اند، همیشه توسط پدرش سرکوب می‌شده و در واقع نیازها پاسخ داده نشده است، خشم و کینه‌ای که آن نوجوان نسبت به والدینش می‌گیرد، خشم و کینه طبیعی و قابل‌پیش‌بینی‌ای است و در واقع این والدین هستند که نمی‌دانند با آن خشم چطور برخورد کنند و شرایط و بستر نامناسب را به وجود می‌آورند. این خشم به صورت درگیری با پدر، اعتیاد یا پرخاشگری خودش را نشان می‌دهد و می‌تواند باعث مختل‌شدن روند زندگی اعضای خانواده شود.

‌به هر حال خشم، احساسی طبیعی است و در همه افراد وجود دارد اما چطور می‌توان فهمید از حد گذشته، تبدیل به کینه شده و خطرناک است؟
خشمی را که منجر به آسیب‌زدن به خود و دیگری شود بیماری می‌نامند. فرد بزهکار در برون‌ریزی خشمش دچار افراط و تفریط می‌شود. اگر فردی که آسیب‌دیده است، واکنشی آگاهانه از خود نشان دهد که از لحاظ روحی و جسمی باعث آسیب به خود یا دیگری شود مرتکب جرم شده است و اگر این واکنش مربوط به روابط عاطفی و روانی باشد، بیماری است. ما هردو این نوع رفتارها را غلط می‌دانیم و باید بررسی و آسیب‌شناسی شود. خشم نباید آسیب‌زا باشد.

‌در پرونده‌های جنایی ما مواردی را داریم که مجرم پس از اینکه قربانی خود را به قتل رساند، به جسد هم صدمه می‌زند. دلیل چنین رفتاری چیست؟
این نشانه اختلالات شخصیتی شدید روانی است. فرد آنقدر دچار اضمحلال شخصیتی شده که خشم سراپای وجودش را گرفته است. این افراد، انسان‌های خطرناکی هستند که در دو گروه بزهکار یا بیمار دسته‌بندی می‌شوند. انسان سالم هرچقدر هم دچار کینه و خشم باشد، نمی‌تواند مرگ دیگری را تحمل کند، چه رسد به اینکه بعد از مرگ چنین کارهایی را انجام دهد. چنین اشخاصی از دیدگاه روانشناسی بیمار هستند.

‌آیا ممکن است منشأ کینه جای دیگری باشد و در جای دیگری تخلیه شود. مثلا قربانی هیچ نقشی در شکل‌گیری کینه در قاتل نداشته باشد؟
افراد ممکن است در بستر رشد و در دوران کودکی‌شان آنقدر سختی دیده باشند که این خشم‌ها را در بزرگسالی و در زندگی شغلی، روابط بین فردی، رابطه با همسر یا در محیط‌های اجتماعی بیرون بریزند. به هر حال شخصیت، رشد پیوستاری یکسانی دارد که از کودکی به نوجوانی و از نوجوانی به جوانی متصل می‌شود و همه این خشم‌ها و عقده‌هایی که در دوره‌های مختلف در روان و ذهن فرد شکل می‌گیرد اگر درمان نشود، می‌تواند بعدها خودش را به صورت انفجاری در رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد.

‌به هر حال در اطراف ما افرادی وجود دارند که دچار اختلالات روانی هستند و به‌طور قطع تعدادی از آنها نیز دچار خشم‌های فروخورده و کینه هستند و ممکن است رفتارهای آسیب‌زایی از خود نشان دهند، چطور باید آنها را شناسایی کنیم و در برابر آنها چه واکنشی باید نشان داد که آسیب نبینیم؟
چنین افرادی معمولا رفتارهای مشخصی در جمع خانواده و دوستان از خودشان نشان‌ می‌دهند. آنها اشخاصی با تحریک‌پذیری و حساسیت بالا، زودرنج و پرخاشگر هستند. این علایم مشخص است و افرادی که با چنین کسانی سروکار دارند باید آنها را در اولین فرصت به مراقبت‌های بهداشت روانی ارجاع دهند. در چنین مواردی حتما باید به مشاور و روانشناس مراجعه شود و در مورد راه‌های مقابله با خشم و پرخاشگری توسط اطرافیان فرد بازبینی و آموزش‌های لازم به آنها داده شود. بعضی اوقات برای چنین اشخاصی بازسازی عمیق شخصیتی لازم است که ما اسم آن را روان‌درمانی می‌گذاریم. در این فرآیند عقده‌های روانی گذشته و حال فرد، بررسی و راه‌های سازگاری و کنارآمدن با زندگی دوباره به او آموزش داده می‌شود. بهترین توصیه این است که اگر در اطرافمان یکی از این افراد را می‌بینیم سعی کنیم او را به آرامش دعوت کنیم و وی را به سوی کمک‌گرفتن از خدمات تخصصی روانی هدایت کنیم.

سایه سنگین آلودگی بر سر سلامتی

شرق: نقایص لوله عصبی یکی از انواع وخیم و غالبا کشنده بیماری‌های مادرزادی است. پس از جنگ عراق و پس از آنکه بخش‌هایی از این کشور در معرض بمب‌های کشورهای متخاصم قرار گرفت، گزارشی از آن کشور در رسانه‌ها انتشار یافت مبنی بر اینکه در هر صد مورد تولد در منطقه فلوجه، حدود 10 مورد از این نقایص مشاهده شده است. پس از آن، پژوهش دقیقی در الرمادی نشان داد که میزان وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی لوله عصبی درقسمت‌هایی از آن کشور که در معرض بمباران قرار گرفته بودند، به حدود 33 مورد به‌ازای هر 10‌هزار تولد رسیده است. این در حالی است که وقوع این بیماری‌ها در کشورهای دیگر بسیار پایین‌تر گزارش شده است. به عنوان نمونه میزان شیوع اختلالات لوله عصبی در کوبا 13، در نروژ 10، در مجارستان 5 و در مناطق غربی ایران 7 بوده است. بر این اساس به نظر می‌رسد که نوعی از همه‌گیری ناهنجاری‌های مادرزادی و اختلالات تولد در کشور عراق پس از وقوع جنگ در آن کشور در حال وقوع است به طوری که مشخصا میزان اختلالات لوله عصبی در مناطقی از عراق 2/6 برابر کوبا، 3/4  برابر نروژ، 6/7 برابر مجارستان و 4/7 برابر ایران بوده است.
 به طور کلی این بیماری‌ها در عراق بیش از سه‌برابر متوسط جهانی بوده است. اخیرا نیز تحقیق دیگری با مشارکت دانشگاه میشیگان و پژوهشگرانی از کشورهای ایران و عراق روی نمونه‌های اخذشده از مو، ناخن و بخش‌های دیگری از بدن مبتلایان انجام شده است که نشان می‌دهد که باقیمانده فلزات سنگین ناشی از بمباران‌های قبلی می‌تواند در وقوع بیش از حد انتظار این ناهنجاری‌ها در نوزادان در کشور عراق نقش داشته باشد. این شواهد به اندازه کافی گویای این واقعیت هستند که مسوولان سلامت و بهداشت نه‌تنها در عراق، بلکه در سایر مناطق دیگر نیز باید به واقعیت خطرناک آلودگی خاک و آب با فلزات سنگین که علاوه بر بمباران نظامی به دلایل دیگری مانند انواع آلودگی‌های زیستی (مانند آلودگی هوا، آب و خاک و برخی مواد غذایی مانند برنج و غیره) می‌تواند به‌وجود آید، بیشتر توجه کنند. بدیهی است برای نتیجه‌گیری دقیق‌تر، به‌ پژوهش‌های وسیع‌تری در این زمینه نیاز داریم.

تعداد داروهای کمیاب 3رقمی‌شد

شرق: مسوولان دولتی که قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، کمبود دارو را مشکل جدی نمی‌دانستند یا در مقابل سیاست‌های دولت سکوت کرده بودند، حالا پس از برگزاری انتخابات، شروع به ابراز نگرانی و انتقاداتی نسبت به کمبود دارو در کشور کرده‌اند. در همین رابطه رسول دیناروند، رییس دانشکده داروسازی تهران که تا پیش از این در رابطه با مشکلات پیش‌آمده در رابطه با کمبود دارو سکوت کرده بود روز گذشته به خبرگزاری «فارس» گفت: عملکرد ضعیف وزارت بهداشت تا یک سال گذشته در حوزه دارویی باعث شده که اکنون با کمبود و نبود سه رقمی دارو مواجه باشیم، قیمت رسمی داروها نیز به طور متوسط ۴۰‌درصد افزایش یافته ولی بیمه‌ها زیر بار نمی‌روند و این پدیده عجیبی است. اظهارات او در حالی است که تا پیش از این او در رابطه با کمبود‌های دارویی موجود سکوت کرده بود.  او که پیش از این در زمان وزارت کامران باقری‌لنکرانی معاون غذا و داروی وزارت بهداشت بود، با بیان اینکه قطعا وضعیت دارویی کشور در وضعیت مناسبی نیست، عنوان کرد: هم با کمبود و هم با نبود تعداد زیادی از اقلام دارویی مواجه هستیم. بررسی‌های ما نشان می‌دهد تعداد اقلام دارویی که موجود نیستند یا کمبود دارند سه رقمی است.  وی ادامه داد: این مشکلات موجب نارضایتی و ناراحتی مردم شده است و آنان را در پیداکردن داروهای مورد نیاز خود با مشکل مواجه کرده است، در عین حال گرانی و افزایش قیمت برخی اقلام دارویی به این مشکلات افزوده است.  معاون غذا و داروی وزارت بهداشت در زمان وزارت باقری‌لنکرانی گفت: مشکلات دارویی فعلی کشور مساله حادی نیست که یکدفعه ایجاده شده باشد و طی مثلا مدت یک یا دو هفته بتوان آن را حل کرد، یک بیماری مزمن شده است و علت آن این است که وزارت بهداشت با وجود تحریم‌های سال‌های اخیر و مشکلاتی که قابل پیش‌بینی بود به موقع اقدام نکرد.

در دولت دهم برای کنترل بازار دارو کار مناسبی صورت نگرفت
بخش دیگر انتقادات معاون اسبق غذا و داروی وزارت بهداشت در دولت نهم مربوط به سیاست‌های نادرست در دولت دهم است. اگرچه دیناروند در دولت دهم نیز ریاست دانشکده داروسازی دانشگاه تهران را بر عهده دارد، اما انتقادات او در زمانی صورت می‌گیرد که دولت دهم به آخرین روزهای خود رسیده است.  دیناروند در ادامه با بیان اینکه متاسفانه در دولت دهم برای کنترل بازار دارو و تامین آن کار مناسبی صورت نگرفت، عنوان می‌کند: اقدامات مشخص و متناسب با حجم مشکلات و فشارهای بین‌المللی در زمان مناسب انجام نشد البته در چند ماه اخیر با تغییر مدیریتی که در وزارت بهداشت انجام شده است، اقداماتی برای رفع مشکلات انباشته شده آغاز شده است که مناسب است، اما زمان گذشته است و اقدامات دولت دهم برای رفع مشکلات دارویی دیرهنگام است.  رییس دانشکده داروسازی تهران گفت: در واقع اقدامات وزارت بهداشت برای جلوگیری از بروز مشکلات دارویی برای مردم با یکسال تاخیر و در شرایطی که فشارهای بین‌المللی تاثیر خود را گذاشته بود شروع شده که نتیجه سیاست‌های غلط و سلیقه‌ای مسوولان قبلی است.  دیناروند گفت: اشتباه بزرگ دیگر مسوولان سابق وزارت بهداشت اصرار بیش از حد آنها به گرفتن ارز مرجع برای دارو حتی بیش از نیاز اصلی بود، معلوم است وقتی که نیاز ‌‌بخش دارو به ارز مرجع بیش از حد بالا برود، دستگاه‌هایی که مسوول تخصیص ارز هستند برای اینکه مطمئن شوند این ارز حیف و میل نمی‌شود، سختگیری بیشتری می‌کنند و همین مساله باعث شد، تخصیص ارز سخت شود و شرکت‌های دارویی را با مشکلات جدی مواجه کرد.  معاون سابق غذا و داروی وزارت بهداشت افزود: اگر مسوولان وزارت بهداشت به میزان ارزی که در آن زمان مناسب بود، قانع بودند و خودشان در وزارت بهداشت ارز دارویی را مدیریت می‌کردند، اوضاع بهتر بود.

افزایش قیمت برخی اقلام دارویی تا 80‌درصد
استاد دانشکده داروسازی تهران گفت: با توجه به تغییرات اقتصادی حوزه دارویی، وزارت بهداشت حدود یک‌ماه پیش قیمت‌های جدید داروها را برای امسال با حدود 40‌درصد افزایش متوسط نسبت به سال گذشته ابلاغ کرد البته قیمت برخی اقلام تا 80‌درصد هم اضافه شده است.  دیناروند افزود: اتفاق عجیبی که اکنون افتاده، این است که بیمه‌ها این افزایش قیمت رسمی دارو را نپذیرفته‌اند و مابه‌التفاوت آن را پوشش نمی‌دهند و همین مساله باعث شده سهم مردم از افزایش قیمت داروها به صورت واقعی بیش از 40‌درصد باشد که اتفاق عجیب و غریبی است.

5 شباهت روحانی و احمدی نژاد چیست؟

سرویس سیاسی«فردا»:حسن روحانی از اولین روزی که برای رقابت انتخاباتی به تلویزیون آمد، تاکتیکی مشابه آن چه احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی پیش می گرفت، انتخاب کرده است. رفتارهایی که گفت و گوها و مناظره های احمدی نژاد را جنجالی تر کرد. شیخ دیپلمات انگار ترجیح داده در شیوه گفت و گو و مناظره، مشی احمدی نژاد را پیش بگیرد. این چند نمونه گوشه ای از برخوردهای «احمدی نژادی» حسن روحانی است:


1- تاکید مستمر بر دانشگاهی بودن خود:

اگر احمدی نژاد اصرار داشت خود را «مهندس»، «نخبه دانشگاهی» و «تحصیلکرده» بداند، حسن روحانی نیز مدام در برنامه ها و مناظره ها روی یک عبارت کلیدی تاکید می کند:«من حقوق خوانده ام. من دکترای حقوق دارم.»

2- سئوال به جای جواب:

«من از شما سئوال می کنم». شاید برای خبرنگاران و سیاستمدارانی که رو به روی احمدی نژاد نشسته اند، این آشناترین جمله باشد. عبارتی که نشان از فرار احمدی نژاد به پاسخگویی، با مطرح کردن سئوالی دیگر داشت. آن هم با لحنی که طرف مقابل را غافلگیر کند و او را در موضع تدافعی قرار دهد. درست مشابه این روش را حسن روحانی در «گفتگوی ویژه خبری» در پیش گرفت. جایی که پس از سئوال مجری برنامه، بلافاصله او را با طرح یک سئوال غیرمنتظره و مشی تهاجمی، غافلگیر کرد. روحانی وقتی دربرابر پرسش مجری برای پاسخگویی درباره توقف سانتریفیوژها قرار گرفت با لحنی تهاجمی، مجری را مورد خطاب قرار داد:«عجب! شما کجا بودی اون وقت؟» و سپس از مجری تا سردبیر برنامه و حتی رئیس سازمان صداوسیما را متهم به بی اطلاعی و بی عدالتی کرد.

3-استفاده از تکیه کلام های خاص:

همان طور که احمدی نژاد با تکیه کلام «من به شما علاقه مندم» مقدمه چینی برای تهاجم به رقیب یا طرف گفتگو را فراهم می کرد، حسن روحانی نیز مدام از ادبیاتی استفاده می کند تا بلافاصله نوک تیز پیکان انتقاد را از خودش دور کرده و به طرف مقابل برگرداند. عبارت هایی همچون :«من خیلی این کلمه رو دوست دارم.» و «من خیلی به این مفهوم علاقه مندم» در صحبت های حسن روحانی یعنی آغاز یک تهاجم. نمونه های این رفتار را در گفت و گوی ویژه خبری شبکه دوم سیما با او می شد مکرر دید.

4- متهم کردن مصاحبه کننده به بی اطلاعی:

«اینها مال بی سوادهاست. شما خودتون که توی این کارها واردید. حالا ممکنه توی گوشی به شما بگن. اونی که توی گوشی به شما می گه بلد نیست.خود شما بلدی تصحیح کن. ببین ...خوب تاریخ را بخونید» یا مثلا این یکی :«آفرین. خوب کردی کتاب من رو خوندی. یه بار دیگه هم بخون» این جمله ها چقدر برایتان آشناست؟ این ها البته صحبت های حسن روحانی خطاب به مجری گفتگوی ویزه خبری است. اما بعید است کسی بتواند شباهت آشکار این ادبیات با ادبیات محمود احمدی نژاد را انکار کند. ادبیاتی که بارها او را از مخمصه سئوالهای چالش برانگیز رهانده و طرف مقابل را در موضع ضعف قرار داده است.


5- تهدید به افشاگری:

« ... نمیخواهم بازگوکنم... برنگردید به بحث های آن زمان، این سینه من پر است از مسائل فراوان. هرچه اطلاعات لازم باشد در ذهنم دارم که بگویم... اگر بنا به این باشد که حرف زیاد برای گفتن داریم.» این جمله های حسن روحانی در مناظره سوم، شاید تکراری ترین عبارت های این چندسال اخیر باشد. تهدید به افشاگری و حرف زدن مداوم از اسنادی محرمانه و رسواگر که کسی نمی داند چیست و چرا تا به حال کسی سراغش نرفته، از تاکتیک های آشنای احمدی نژاد بود. تاکتیکی که این بار حسن روحانی سراغش رفته بود تا خود را از سوء مدیریت در سال 82 مبرا کند.

مقاله سیاسی روز: تعریف اعتدال واجب‌تر از نان شب

محمد فاضلی

جامعه‌ای که فقط از رییس‌جمهور منتخبش انتظار نداشته باشد مطالباتش را محقق کند، باید بتواند نسبت مطالباتش با گفتمان رییس‌جمهور منتخب را نیز تعریف کند، تا حداقل بتواند ادعا کند سهمش را در تعریف مطالبات در چارچوب مشخص انجام داده و راه را برای شاخص‌سازی تحقق مطالبات باز کرده است.  دکتر حسن روحانی بارها در تبلیغات انتخاباتی و پس از آن، از اعتدال سخن گفته است. اما به راستی معنی اعتدال چیست؟ قضیه وقتی پیچیده‌تر می‌شود که مترادف‌هایی نظیر میانه‌روی هم برای این واژه ارایه می‌شود که می‌تواند با محافظه‌کاری هم نسبتی داشته باشد، ولی به نظرم اصلا واژه خوبی برای معناکردن اعتدال نیست. حتی معنای انگلیسی مناسب برای این مفهوم نیز اهمیت زیادی دارد. قرار است این گفتمان مبنای بازسازی روابط ایران و جهان قرار گیرد و مهم است که چه معادلی برای بیان رویکرد کلی این گفتمان انتخاب می‌شود. در جمهوری اسلامی ایران که نسبت دین و حکومت، شدید و از ضروریات است، می‌توان پرسید اعتدال در متون دینی به چه معناست؟ و از آنجا که در دنیای جدید و ملزومات آن به سر می‌بریم، اعتدال در متون فلسفی یا علوم اجتماعی و سیاسی مدرن به چه معناست؟ برنامه اعتدالی وزارتخانه‌های الف و ب می‌تواند شامل چه تاکیدات و مولفه‌هایی باشد؟ حتی می‌توان مصداقی بحث کرد و مثلا پرسید:
- اعتدال در سیاست خارجی چه معنا و شاخصی دارد؟
- سیاست و عملکرد اعتدالی درخصوص مساله حقوق اقوام ایرانی چگونه باید باشد؟
- اعتدال در سیاست و عملکرد در قبال مطبوعات، سینما، موسیقی و... چیست؟
 هر گفتمانی در نسبتی با گفتمان‌های حاکم پیش از خود بروز می‌کند و ازاین‌رو می‌توان درباره نسبت بین گفتمان اعتدال و گفتمان‌های حاکم بر دولت‌های سازندگی، اصلاحات و دولت محمود احمدی‌نژاد پرسید. بالاخص به این نکته توجه داشته باشیم که عدالت و اعتدال، نسبت‌هایی با هم دارند و ضروری است تمایز و تشابه میان اعتدال دولت یازدهم و عدالت دو دولت پیشین تبیین شود. این سوالات را می‌توان بسیار بسط داد، اما پاسخ همه سوالاتی از این دست، به تعریف‌کردن واژه اعتدال بستگی دارد. چنین تعریفی می‌تواند سرنوشت هشت‌سال آینده و بعد از آن را تحت‌تاثیر قرار دهد. «عدالت» در دو دولت محمود احمدی‌نژاد، واژه‌ای تعریف‌نشده باقی ماند و هرگز رییس دولت، تعریف روشنی از گفتمان خود بر محور عدالت ارایه نکرد. لااقل امروز تصور عمومی بر این است که آنچه حاصل شده عادلانه نیست، زیرا در انتخابات، همه آنها که نسبتی هرچند دور با گفتمان دولت‌های نهم و دهم داشتند، با اقبال مناسبی مواجه نشدند. قطعا رییس‌جمهور منتخب تعریف و صورت‌بندی‌ای از مفهوم اعتدال در نظر دارند، اما همان‌گونه که خود بر بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها و اندیشه‌ها تاکید کرده‌اند، ضروری است جامعه علمی، سیاسی و همه گروه‌هایی که می‌توانند نقشی در بیان معنای اعتدال داشته باشند، ایده‌های خود را بیان کنند. برای آنکه روزی به این نقطه نرسیم که آنچه حاصل شده، اعتدالی نبوده است. از نان شب واجب‌تر آن است که اعتدال را تعریف کنیم. این تعریف می‌تواند سهم عرصه عمومی، روشنفکری، دنیای آکادمی و حتی بخش‌هایی از فضای مجازی در کمک به رییس‌جمهور منتخب نیز باشد.

مقاله اقتصادی روز: امنیت اقتصادی، مطالبه خصوصی‌ها

محسن بهرامی ارض‌اقدس

در هشت سال گذشته با وجود شعارهایی که برای توسعه بخش خصوصی داده شد، اما وعده‌هایی که در دوره‌های مختلف داده شد، محقق نشد و اکنون انبوهی از مطالبات به دولت جدید رسیده است.
در کنار این حجم خواسته‌های ازپیش‌مانده، عملکرد و تصمیم‌های دولت در این هشت سال، وضعیت نامساعدی را برای اقتصاد و بخش تولید ایجاد کرده که آن نیز نیاز به بازسازی و اصلاح دارد. دولت جدید در گام نخست باید ناامنی اقتصادی موجود را تبدیل به امنیت کرده تا خصوصی‌سازی تقویت شده و سرمایه‌هایی که جسارت و ریسک ورود به عرصه اقتصاد را نداشتند، به چرخه تولید و فعالیت بازگردند.
در هشت سال گذشته به تناسب قانون‌هایی که یا اعمال نمی‌شد یا به‌صورت سلیقه‌ای به اجرا درمی‌آمد، بخش خصوصی فضای نفس کشیدن نداشته است و دولت با دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم، قانونی و غیرقانونی در مسایل اقتصادی، تصمیمات خلق‌الساعه، کاهش ارزش پول ملی، جهش ناگهانی قیمت ارز، تصمیمات برای ممنوعیت صادرات و قیمت‌گذاری محصولات غیراساسی که خلاف قانون بوده، قدرت برنامه‌ریزی و تصمیم‌سازی را از بخش خصوصی گرفت و آن را تا سرحد امکان تضعیف کرد. در این دوره صادرکنندگان به دلیل عدم ثبات در تصمیم‌ها درخصوص صادرات و واردات بلاتکلیف بودند و در شرایطی اقدام به صادرات می‌کردند که اطمینانی از دریافت پولشان و برداشت از بانک‌ها نداشتند. دولت جدید با نشان کلید، وعده بازشدن قفل‌ها و صحبت از بهبود شرایط اقتصادی و رونق فعالیت‌های این بخش را داده است. این دولت در گام نخست باید به اصلاح روابط بین‌المللی اقدام کند و با تنش‌زدایی از روابط خارجی، جذب سرمایه را تسهیل کند.
سرمایه‌های ایرانیان خارج از کشور و به دنبال آن سرمایه‌گذاران بین‌المللی با اطمینان از یک محیط ایمن و مطمئن، برای سرمایه‌گذاری راه به ایران باز خواهند کرد. تحقق این موضوع و گسترش روابط، موجب انتقال دانش و تکنولوژی شده و بخش خصوصی امکان روزآمدشدن، توسعه و ایجاد ظرفیت‌های جدید برای اشتغال را خواهد داشت.
با توجه به آنکه یکی از اولویت‌های این دولت اشتغال اعلام شده و به دلیل آنکه در سال‌های گذشته و به خصوص در دولت‌های نهم و دهم در این بخش بسیار ضعیف عمل شده و وعده‌های اشتغال‌زایی با وجود قانون و تاکید برنامه توسعه اقتصادی و سیاسی بر آن، محقق نشده است، دولت باید با آسان‌سازی در پرداخت تسهیلات برای راه‌اندازی واحدهایی که رو به تعطیلی هستند یا به دلیل کمبود نقدینگی منفعل شدند، اقدام به احیای آنها کند. تسهیل نقل‌وانتقال پول و روابط بانکی، ساماندهی بازار پول و سرمایه، استقرار نظم و قانون و قانونگرایی به جای قانون‌گریزی که در این سال‌ها نهادینه شده و به اوج خود رسیده است، از دیگر درخواست‌های بخش خصوصی است که اجرای آنها و تحققش برای بخش خصوصی در اولویت قرار دارد. یکی از آسیب‌هایی که اقتصاد کشور و به دنبال آن بخش خصوصی در دولت‌های نهم و دهم متحمل شد، کنار گذاشته‌شدن مدیرانی بود که دارای تجربه و تخصص لازم بودند. بازگشت این گروه می‌تواند خون تازه‌ای برای تحرک بخش خصوصی باشد و سرعت حرکت با استفاده از علم و تجربه آنها را بیشتر کند.
اولویت اقتصادی دولت آینده به راستی باید اطمینان‌بخشی به آحاد جامعه از نظر وضعیت اقتصادی و معیشتی آنها با اجرای برنامه‌های درست، منطقی و با تبعیت از الزامات علم اقتصاد باشد.
راهکارهایی که برای مبارزه با تورم، فقر، رشد نقدینگی و فساد اقتصادی ارایه می‌شود باید از آنچنان ظرفیتی برخوردار باشد که بتواند در کوتاه‌مدت اثرات خود را هرچند ناچیز برجای بگذارد. اگرچه مشکلات عظیم اقتصادی کشور در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت قابل علاج نیست، اما استراتژی‌های دولت  در جهت حل آن با برخورداری از نگاه بنیادین نسبت به تغییر اقتصاد دولتی به اقتصاد آزاد رقابتی می‌تواند سمت و سوی بهبود اقتصادی و معیشتی مردم را به نمایش بگذارد.
لازمه موفقیت دولت آینده به‌خصوص در بعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، برخورداری از نگاه جامع به افزایش سطح رفاه ملی و عدالت اجتماعی و اقتصادی است که آن نیز با تبعیت از راهکارهایی که فقط یک یا دو متغیر را بهبود بخشد، ممکن نخواهد بود.
رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه مخصوصا مباحث اشتغال، مسکن، درمان و بهداشت که مفاهیم اصول 31-28 قانون اساسی نیز بر آن تاکید داشته، همه در ارتباط با یکدیگر قرار دارند و انتظار جامعه از رییس دولت یازدهم به فعل درآوردن اندیشه‌های مکتوب در این اصول است.

مقاله سیاسی روز: فرار از پاسخگویی

یاسین آرام

همایش اولین سرمایه‌گذاری بنادر کشور- 29مرداد- زمانی برگزار می‌شود که دولت جدید 17روز از دوره خود را سپری کرده و احتمالا هیچ‌کدام از مدیران کنونی سازمان بنادر و دریانوردی - دست‌کم در جایگاهی- نیستند که پاسخ دهند که با مدیریت خود طی دو دولت نهم و دهم چگونه رفتار کردند که بخش خصوصی، هر سال کوچک‌تر و نحیف‌تر و شرکت‌های نیمه‌دولتی وابسته به آن سازمان، قارچ‌گونه در اغلب فرصت‌ها و واگذاری‌ها کمین کرده که امکان رقابت آزاد را به انحای مختلف، از این شرکت‌ها گرفته و جایگاه خود را به عنوان «سایه‌ای از دولت» تحکیم بخشند.
اعلام زمان اولین همایش ملی سرمایه‌گذاری بنادر کشور که در آبان سال 91 کلید خورد، براساس پایگاه اطلاع‌رسانی دبیرخانه این همایش، ابتدا قرار بود در اوایل اسفند 91 برگزار شود اما پس از مدتی به اواخر فروردین موکول شد و کمی بعد، به اواسط اردیبهشت حواله داده شد و در میانه اردیبهشت، ناگهان به 29 مرداد 92 موکول شد و قرار است در روزهای نخست دولت یازدهم- که احتمالا هیچ‌کدام از مدیران فعلی در آن جایگاهی ندارند- برگزار شود.
اما چرا چنین همایشی که طی دو سال اخیر، بارها و بارها در برگزاری آن تاکید شد با چنین تصمیمات شتاب‌زده‌ای مواجه می‌شود. چرا در سالی که «حماسه اقتصادی» نام گرفته سازمان بنادر و دریانوردی کمتر اشتیاقی برای روبه‌روشدن با مدیران بخش خصوصی از خود نشان می‌دهد؟ بهتر نبود این هم‌نشینی در روزهایی برگزار می‌شد که مدیران فعلی سازمان به واقعیت‌های موجود گوش فرا دهند؟ آیا این تاخیرها و تغییر در برگزاری همایش، بیشتر به این دلیل نیست که مدیران سازمان بنادر از بازگویی واقعیت‌ها و گلایه‌ها، دوری می‌جویند؟
 زیرپوستی‌ترین پرسش این است که از خود بپرسیم در سال‌های اخیر چه مشوق‌هایی از سوی این سازمان برای سرمایه‌گذاری در بنادر تعیین شده که صاحبان سرمایه، سراسیمه خود را به آن بندر رسانده و آماده سرمایه‌گذاری شوند؟
 چه نوع فرصت‌های بهینه‌ای برای سرمایه‌گذاری ایجاد شده که صاحبان سرمایه به‌جای سرمایه‌گذاری زودبازده در بازار مسکن و ارز به سمت سرمایه‌گذاری استراتژیک اما دیربازده بنادر کشور جذب شوند؟ فرصت‌هایی که در طولانی‌مدت و با سرمایه‌گذاری بسیار سنگین و با دشواری‌های سخت‌افزاری و علی‌الخصوص با موانع دست‌وپاگیری که نهادهای دولتی در حین کار ایجاد می‌کنند چه رغبتی برای جذب این سرمایه‌ها وجود دارد که در این همایش، به هم‌اندیشی و خلق فرصت‌های جدید اهتمام کنند؛ جز آنکه تهدیدی باشد برای بسیاری از کارآفرینانی که سرمایه خود را صرف اموری می‌کنند که بازده واقعی آن پس از سال‌ها هنوز با کرام‌الکاتبین است.
این در حالی است که تاکنون چند نفر از صاحبان سرمایه که برای احداث یا توسعه برخی از بنادر شمالی کشور اهتمام جدی داشتند به سرنوشت امیدوارکننده‌ای دست نیافتند. بنادر چمخاله، فریدون‌کنار و خواجه نفس‌بخشی از این نمونه‌هاست که در سال‌های اخیر با پیچ‌وخم‌هایی مواجه شدند که برخی از آنان عطایش را به لقایش بخشیدند.
همایش اولین سرمایه‌گذاری بنادر ایران بیش از آنکه مأمنی باشد برای صاحبان سرمایه و کارآفرینی تا ناگفته‌های خود را در آن بازگویند، بیشتر گلوگاهی است برای مدیران دولت بعدی که به سرمایه‌گذاری در بخشی از نامطمئن‌ترین حوزه اقتصاد و جولانگاهی از سینوسی‌ترین عملکرد دولت نهم و دهم، تدبیر جدیدی را طراحی کنند. تدبیری که راهکار عملی بیابد که چگونه صاحبان سرمایه و کارآفرینان بندری، در فرصت‌های نابرابر و رقابت غیرمنصفانه به سرمایه‌گذاری سنگین مبادرت ورزند تا در آن سود بهینه‌ای را کسب کنند. فرصت‌هایی که شرکت‌های خلق‌الساعه نیمه‌دولتی آن سازمان، آزادانه در آن رشد کرده و هر روز فربه‌تر شده و با رانت‌های اطلاعاتی، راهی برای تقویت و حجیم‌ترنمودن خود می‌یابند اما صاحبان مستقل سرمایه با موانع و چالش‌های پیش‌رو، هر روز به فکر چاره‌ای برای فردای خودند.
در واقع این همایش به این دلیل به روزهای نخست سکان داری دولت یازدهم موکول شده که مدیران کنونی، دفاعی از عملکرد خود ندارند و از مواجهه با پیامدهای ناکارآمدی و سیاست‌های سرمایه‌گریز خود که منجر به تضعیف و تشدید تنگناهای بخش خصوصی شد، هراسناک‌اند.

تغییرات نرخ ارز تورم واقعی را مشخص می‌کند

شرق: پایگاه اینترنتی هافینگتون‌پست با ادعای غیرواقعی‌بودن نرخ رسمی تورم در ایران نوشت که تغییرات در نرخ ارز شاخص قابل اعتمادی برای تعیین نرخ تورم هر کشور است که برپایه این شاخص به رقم ۱۰۵‌درصدی در ایران می‌رسیم.  هافینگتون‌پست طی گزارشی ادعایی نوشت: با انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رییس‌جمهور بعدی ایران، گزارش‌های بسیاری در رسانه‌های گروهی در این زمینه منتشر شد. اما در زمینه آمارهای اقتصادی همواره ایران به انتشار آمارهای مبهم و غیرشفاف اقتصادی شناخته‌شده است. حتی در مواردی آمارهای رسمی منتشره با واقعیت‌های موجود تفاوت فاحشی دارد.  بارزترین مثال از تفاوت آمارهای رسمی با واقعیت‌های موجود، اعلام نرخ تورم است. در حالی که اکثر تحلیلگران، اقتصاد ایران را درگیر تورم شدید اعلام می‌کنند، در اکتبر 2012، بانک‌مرکزی و مرکز آمار این کشور تنها رقمی خفیف از افزایش نرخ تورم را منتشر کردند.  با این حال، آنچه باعث شگفتی است، آن است که خبرگزاری‌های بین‌المللی بدون زیر سوال بردن جدی این اعداد و ارقام غیرواقعی، همچنان آنها را روی خروجی خود قرار می‌دهند. حتی امروز، آمارهای رسمی، نرخ تورم سالانه در ایران را بیش از 31‌درصد اعلام می‌کنند، در حالی که منابع خبری مستقل اعتقاد دارند که این ارقام ساختگی و به‌دور از واقعیت است.
این گزارش افزود: حکومت‌های کشورهایی که از نرخ بالای تورم رنج می‌برند، ید طولایی در پنهان کردن آمارهای دقیق تورم دارند. در بسیاری از موارد، چنین جعل آماری در کشورهای زیمبابوه و کره‌شمالی رخ داده و در آنها حکومت نرخ تورم را پایین‌تر از میزان واقعی اعلام کرده تا مشکلات اقتصادی کشور را پنهان کند.  اغلب این کشورها از انتشار کل آمارهای اقتصادی طفره می‌روند یا وقتی گزارشی از شاخص‌های اقتصادی منتشر می‌کنند، این آمارها با واقعیت‌های جامعه همخوانی ندارند.  ایران نیز از این الگو تبعیت کرده و در انتشار اطلاعات مهم اقتصادی در موعد مقرر کوتاهی کرده است. حال چگونه می‌توان به این مشکل فایق آمد و به رقم واقعی تورم در این کشور پی برد؟  بر اساس این گزارش در قلب بحران اقتصادی ایران، نوسانات نرخ ارز قرار دارد. اگر آمارهای مربوط به بازار آزاد ارز را در اختیار داشته باشیم، نرخ تورم را می‌توان تخمین زد. اصل تعادل قدرت خرید که با تغییرات نرخ ارز و نوسانات قیمت‌ها مرتبط است، امکان می‌دهد که ارزیابی درستی در این‌باره صورت پذیرد. در حقیقت اصل تعادل قدرت خرید به‌سادگی نشان می‌دهد که نرخ مبادله ارز دو کشور معادل سطح نسبت قیمت‌ها در آن دو کشور است.

کاریکاتور روز با موضوع افزایش اجاره بها مسکن

 

مقاله اقتصادی روز: نکاتی پیرامون سازمان برنامه و بودجه استانی

اسدالله اکبری: اکنون در طلیعه پیروزی تفکر، تدبیر، امید و اعتدال احیای سازمان برنامه و بودجه به صورت جدی‌تر مطرح می‌شود. یقینا صاحبان دانش و تجربه در چند و چون تحقق این امر به کنکاش و بررسی همه‌جانبه خواهند پرداخت. اما از آنجا که چه در زمان انحلال سازمان در مرکز و چه پس از آن و تا به حال در مورد سرنوشت سازمان‌های استانی برنامه و بودجه هیچ سخنی مطرح نشد و بیم آن می‌رود که باز هم به آنها و سرنوشت غمناک‌شان پرداخته نشود، لازم دیدم به صورت بسیار خلاصه نکاتی را یاد اور شوم: این سازمان‌ها را بازوهای سازمان برنامه و بودجه مرکز می‌نامیدند و البته چنین هم بود. مهم‌ترین فعالیت‌های این واحدها به قرار زیر بود. 

- تهیه آمار و اطلاعات پایه استان 
- شناخت مداوم تنگناها و قابلیت‌های مناطق
- تهیه برنامه‌های بلند، میان و کوتاه‌مدت هر استان
- نظارت مستمر و کارا بر اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌ها
- ایجاد ارتباط هدفمند و کارا با واحد مرکزی و انتقال مسایل استان‌ها به آن
- ایجاد فرهنگ، برنامه‌ای فکرکردن و عمل‌کردن در تمام سطوح و بخش‌ها 
- تدوین برنامه‌های آموزشی برای ارتقای توان نیروی انسانی استان
- ایجاد تعادل و توازن توسعه‌ای بین همه نقاط جغرافیایی استان
- ایجاد و توسعه توان اجرایی استان (شرکت‌های مشاوره و پیمانکاری استانی) 
- هماهنگی و مدیریت کسب درآمد‌های استانی
و بسیاری موارد دیگر که در این مقال نمی‌گنجد. پس از انحلال سازمان برنامه در مرکز این واحدها در استانداری‌ها ادغام و وظایف آن بین بخش‌های مختلف استانداری توزیع و تنها سه بخش بودجه، آمار و امور اقتصادی تحت عنوان معاونت برنامه‌ریزی به‌کار ادامه دادند. بخش امور اداری و استخدامی و آموزش به معاونت توسعه منابع استانی استاندارها، بخش فنی نظارت هم به معاونت عمرانی واگذار شد. در آن هنگام گفته شد که این اقدام در راستای روان‌سازی و ارتقای این سازمان‌ها صورت می‌گیرد. اما اینک پس از گذشت چهارسال می‌توان بهتر به نتایج حاصله پرداخت. 
نکات مثبت: 
- ارتقای سطح اداری رییس سازمان به معاون استاندار و معاونان به مدیر کل
- استفاده از اتوریته استاندار در جهت انجام فعالیت‌ها
- استفاده از نیرو‌های گسترده فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها
نکات منفی: 
قطع ارتباط یا کمرنگ‌شدن رابطه با دستگاه برنامه‌ریزی کشور 
- بی‌رنگ‌شدن فرهنگ برنامه‌ای فکر و عمل‌کردن و رواج روزمرگی و مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی
- عدم توجه به تخصص و تجربه در انتخاب مدیران این واحدها
- رسوخ بی‌ثباتی در بدنه کارشناسی و مدیریتی سازمان‌های استانی که عواقب منفی دارد
- عدم توجه به آموزش نیروها
- توزیع وظایف بین معاونت‌های مختلف از هماهنگ‌بودن اجزای توسعه می‌کاهد
- دخالت جنبه‌های غیرکارشناسی در توزیع منابع و امکانات
- از میان رفتن روحیه همه‌جانبه نگری و حقیقت‌گویی در میان کارشناسان برنامه‌ریزی
مقایسه موارد مثبت و منفی نشان می‌دهد این ادغام اگرچه مزایایی دارد اما اشکالات آن به‌گونه‌ای است که سازمان‌های استانی در قالب جدید، قادر به انجام با‌کیفیت و دقیق وظایفی که باید انجام دهند و اصولا برای آن به وجود آمده‌اند، نخواهد بود. استاندار به‌عنوان بلند‌پایه‌ترین مقام استان و مسوول توسعه و هماهنگی بین بخش‌های مختلف است و این واحد نیز باید تحت‌نظارت او باشد مثل سایر دستگاه‌ها، اما ضرورت ندارد در استانداری ادغام شود چراکه ماهیتا این سیستم برای کارآمد‌بودن و ارایه اطلاعات دقیق به مرکز و استانداری باید تابع تشکیلات متمرکز برنامه‌ریزی در کشور باشد، چنان‌که قبلا هم همین‌گونه بوده است. مطمئنا استاندار فهیم و دورنگر، سازمان برنامه و بودجه مستقل، کارآمد، حقیقت‌گو و مرتبط با تشکیلات مرکزی برنامه و بودجه کشور را به سازمان تابع به استانداری، غیرکارآمد، امربر، جزیی‌نگر و مصلحت‌اندیش ترجیح خواهد داد. امید است برادران و خواهرانی که دست‌اندرکار احیای سازمان می‌باشند به این امر مهم توجه ویژه کرده و توجه داشته باشند که بدون سازمان‌های استانی تشکیلات مرکزی نخواهد توانست توفیق چندانی داشته باشد. هر چند طی این چهارسال سازمان‌های استانی به شدت ضعیف، غیرکارشناسی و پراکنده شده و احیای آنها زمان و مدیریت بالایی نیاز خواهد داشت. 

مقاله اقتصادی روز: یک فوریت مجلس برای احیای سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی

شرق: زمانی که احمدی‌نژاد بعد از 60 سال فعالیت سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی حکم به انحلال آن داد، هیچ‌یک از مراجع تصمیم‌گیری کشور از جمله مجلس در اعتراض به تعطیلی این سازمان که علاوه بر نظارت بر هزینه‌های بودجه توسط دولت، مسوولیت برنامه‌ریزی و همچنین بودجه‌بندی سالانه کشور را داشت، واکنشی نشان ندادند. حالا در آستانه تشکیل دولت یازدهم و زمانی که وعده احیای آن داده شده، مجلس فوریت احیای سازمان را تصویب کرده است. 

روز سه‌شنبه نمایندگان مجلس شورای اسلامی یک‌فوریت طرح تشکیل سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی و بهره‌وری را تصویب کردند. این مصوبه که به امضای 225 نفر از نمایندگان رسیده، عنوان جدیدی را بر نام پیشین سازمان افزوده است. طبق این مصوبه وظایف اصلی این سازمان تهیه و تنظیم بودجه کل کشور و ارزیابی عملکرد دستگاه‌های اجرایی در اجرای بودجه و تهیه برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه است. در صورت تصویب نهایی این طرح، تشکیلات کلی سازمان مدیریت حداکثر ظرف سه ماه مجددا احیا خواهد شد. 18 تیر سال ۱۳۸۶، محمود احمدی‌نژاد با انحلال سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی وظایف آن را به دو معاونت رییس‌جمهوری با عناوین معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی واگذار کرد.  این انحلال در شرایطی صورت گرفت که عملکرد سازمان در 60 سال گذشته که به مرور دچار تغییر و اصلاح شده بود، مورد تایید بود و در این سال‌ها بسیاری از کارشناسان اقتصادی به خلأ آن اشاره کرده و اولین اولویت دولت جدید را احیای دوباره این سازمان می‌دانستند. 
 
حالا مجلس فوریت احیای سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی را در شرایطی مصوب کرده که دولت جدید هنوز کار و فعالیت خود را آغاز نکرده و تنها ساختمانی از آن برجای مانده بود. سازمانی که اگرچه در ظاهر ادغام شد و انحلال آن از سوی دولتیان تکذیب شد، اما زیرمجموعه‌هایی که از ادغام ایجاد شد، هیچ‌گاه نتوانستند عملکرد و نتایجی که از سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی منتج می‌شد را داشته باشند. در عین حال عدم مشاوره با کارشناسان و نمایندگان دولت جدید با توجه به تعجیلی که مجلس در تصویب این فوریت به کار برده، ممکن است در ساختار جدید مشکلاتی را ایجاد کند، اگرچه احیای سازمان پس از شش سال، نیاز به بازنگری و نگاهی جامع برای احیای دوباره با توجه به رویکرد اقتصادی دولت جدید دارد. البته نمایندگان موافق احیای سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی بر این نکته نیز تاکید کرده‌اند از آنجایی که دولت جدید موافق احیای این سازمان است و همچنین برای ارایه به‌موقع لایحه بودجه و نظارت‌پذیر کردن عملکرد وزارتخانه‌ها، ضروری است تا سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی احیا شود.  آنها حتی به اعتراض‌هایی که در این سال‌ها از سوی اقتصاددانان به نبود سازمان مدیریت و برنامه شده نیز اشاره کرده‌اند. 
 
طرحی که با تعجیل مصوب شد
بایزید مردوخی- از مدیران ارشد سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی
دو فوریتی که مجلس مصوب کرده نشان از این واقعیت دارد که مجلس هم متوجه شده که یک نهاد مشاور بسیار مهم خود را در این سال‌ها از دست داده است. سازمان مدیریت نه‌تنها مشاور صدیق و صمیمی دولت بود، همچنین از مهم‌ترین مراجع مورد اعتماد برای مجلس به‌شمار می‌آمد. 
چند سال پیش وقتی زمزمه انحلال سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی شنیده شد، هیچ واکنشی از مجلس دیده نشد و تعجب بسیاری از جمله خود من در آن زمان زیاد بود که چگونه مجلس شورای اسلامی حاضر است به‌راحتی از مقابل موضوع انحلال و تعطیلی یک سازمان مورد اعتماد و وثوق مردم بگذرد و هیچ دفاعی نکرده و موضعی نگیرد. حالا که مجلس طرحی به تصویب رسانده برای احیای سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی و یک کلمه به آن اضافه کرده است به اسم بهره‌وری، این امر نشان می‌دهد که مجلس به‌خوبی اهمیت موضوع را درک نکرده و این طرح ناشی از تعجیل است. برای ارایه این طرح مجلس شورای اسلامی سرشار است از نمایندگان آگاه و متخصص که می‌توانند در فرصت مناسب طرح بسیار جامع و مفیدی را برای احیای سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی تهیه و ارایه کنند. ارایه چنین طرحی با این سرعت و تعجیل کار مناسبی برای اصلاح نظام تدبیر کشور به نظر نمی‌رسد. سازمان مدیریت در شرایطی می‌تواند مفید و موثر باشد که معایب و کمبودهای خود را خودشناسی کند و این کار باید توسط کارشناسان متخصص و با راهنمایی و مشارکت نمایندگان آگاه مجلس شورای اسلامی صورت گیرد و صرف مدت زمانی مشخص برای این کار هم ضروری است که به نظر می‌رسد دولت آینده ظرف کمتر از دو‌ماه دیگر که قوه‌مجریه را تحویل بگیرد، باید این کار را انجام دهد و در چارچوب اصلاح نظام تدبیر حکومتی، سازمان برنامه‌ریزی را به‌وجود آورد که بتواند پایدار باشد، سودمندتر است. سازمان مدیریت کشور چند وظیفه حیاتی برعهده دارد که علاوه بر آینده‌نگری و برنامه‌ریزی میان‌مدت، برنامه‌ریزی سالانه و کار بودجه‌ریزی نیز بر دوش آن است. سازمان مدیریت وظیفه مهم نظارت بر عملکرد دستگاه‌های اجرایی دولت در سطح ملی و در سطح استان‌ها را نیز برعهده داشته و همچنین وظیفه ضمنی دیگری را که عبارت از تهیه گزارش عملکرد همه طرح‌ها و فعالیت‌های جاری است را تهیه می‌کرده و به اطلاع رییس دولت و مجلس شورای اسلامی می‌رسانده است. در طول سال‌های اخیر این سازمان توانسته بود این وظیفه آخر را تاحدودی در نتیجه آشفتگی نظام اطلاعاتی کشور به انجام برساند. تلاش‌ها و زحمات این سازمان و تهیه لایحه بودجه سالانه، حداقل کاری بوده که می‌توانسته با وجود آشفتگی‌های دخل و خرج دولت انجام دهد ولی به‌طور کلی همگان قبول دارند که اطلاع دقیق از عملکردها در این سال‌ها و ارایه یک تحلیل رسمی از این عملکردها فراهم نبوده است. 
 
طرح احیای سازمان مدیریت، سیاسی نیست
ایرج ندیمی- عضو کمیسیون اقتصادی مجلس
تصویب طرح احیای سازمان مدیریت نشان می‌دهد تنها نماینده رسمی دولت در تصمیمات مالی مهم کشور مانند بودجه و قانون برنامه توسعه از نظر مجلس، سازمان مزبور است. در سال‌های گذشته که دولت نهم به حذف این سازمان اقدام کرده بود اما همواره معاون برنامه‌ریزی رییس‌جمهور به‌عنوان تنها مرجع مورد پذیرش نمایندگان برای تصمیم‌گیری‌های مهم مالی در مجلس حضور پیدا می‌کرد. از سوی دیگر در طول این مدت که کشور از داشتن سازمان مدیریت محروم بود؛ نمایندگان بارها در مصاحبه‌های خود و در جلسات علنی مجلس به ضرورت بازگرداندن این سازمان اشاره کرده‌اند؛ بنابراین تصویب طرح احیا را در این برهه تاریخی نمی‌توان یک اقدام سیاسی توسط نمایندگان دانست. هرچند احیای این سازمان از تاکیدات آقای روحانی در شعارهای تبلیغاتی و فیلم‌های مستندش بود اما تصویب این طرح در مجلس را نمی‌توان خوش‌خدمتی نمایندگان به آقای روحانی دانست چراکه از بیش از 200 نماینده حاضر در جلسه علنی مجلس تنها 127 نماینده به بازگرداندن این سازمان رای مثبت داده‌اند و در مقابل افرادی بودند که موجودیت‌بخشیدن آن را با منافع کشور در تضاد می‌دیدند. مخالفان غالبا به دلیل افراط و تفریط‌های صورت‌گرفته در سازمان مدیریت سابق، با احیای دوباره آن مخالفت کردند. در گذشته سازمان مدیریت با نظر سلیقه‌ای خود در تصمیمات مهم اقتصادی کشور پیشتازی می‌کرد. این مساله موجب می‌شد بعضا تصمیماتی اتخاذ شود که با منافع کشور در تضاد بود. به طور قطع هرگاه یک فرد به صورت انفرادی و بدون مشورت با جمعی از کارشناسان تصمیم بگیرد، برنامه‌ای همه‌جانبه اجرا نخواهد شد. بر همین اساس نیز برخی نمایندگان با بازگشت دوباره سازمان مدیریت مخالف بودند. از سوی دیگر با توجه به اینکه نهادهایی مانند سازمان برنامه و بودجه تحت اختیار کامل رییس‌جمهور است مخالفان دیگر لزومی به ایجاد دوباره سازمان مدیریت نمی‌دیدند. ضمن آنکه اعتقاد داشتند در شرایطی که بر کوچک‌سازی دولت و جلوگیری از اتلاف منابع تاکید می‌شود؛ اضافه‌کردن یک سازمان دیگر دولتی باعث هدررفتن منابع می‌شود. اما موافقان معتقد بودند احیای این سازمان البته به شرط ممانعت از افراط و تفریط‌هایی که در گذشته شاهد بوده‌ایم، می‌تواند به اتخاذ سیاست‌های صحیح کمک کند. در طول سال‌هایی که سازمان مدیریت در کشور وجود نداشت، نمایندگان همیشه بر بازگشت آن و همین‌طور استقلال بانک مرکزی تاکید داشتند.  

آیت الله رفسنجانی: روحانی باید امید ایجاد‌شده مردم را حفظ کند

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی گفت: انتظار می‌رود رییس‌جمهور جدید از فرصتی که در این دوره در اختیار دارد به نحو احسن استفاده کرده و با مطالعه دقیق و استفاده از افراد متخصص و مخلص که پیش‌شرط تغییر و تحول شرایط موجود است، بتواند امیدی را که در دل‌های مردم ایجاد شده، تقویت و تداوم بخشد. هاشمی افزود: در دیدار اعضای اتحادیه‌های تجاری، صنعتی و تولیدی کشور افزود: انتظار می‌رود رییس‌جمهور جدید از فرصتی که در این دوره در اختیار دارد به نحو احسن استفاده کرده و با مطالعه دقیق و استفاده از افراد متخصص و مخلص که پیش‌شرط تغییر و تحول شرایط موجود است، بتواند همراه با رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی، ارزش‌های دینی، ملی و انقلابی مردم را تقویت کرده و امیدی را که در دل‌های آنان ایجاد شده است، تقویت و تداوم بخشد. 

عارف در دیدار با فعالان زنان تاکید کرد: تمرکز بر توسعه جامعه مدنی

شرق: «محمدرضا عارف، سرمایه اجتماعی ارزنده اصلاح‌طلبی است»، این را زنانی می‌گویند که روز گذشته به دیدار او رفته بودند. عارف تاکید دارد که با وجود کناررفتن از صحنه انتخابات، پیگیر تمام محورهایی خواهد بود که در جریان مناظره‌ها به آنها اشاره داشته، از کاهش فضای امنیتی در کشور گرفته تا تلاش برای به حداکثررساندن مشارکت زنان در امور. ساماندهی نهادهای مدنی از دیگر برنامه‌های عارف است که به‌زودی جزییات آن از سوی دکتر توفیقی ارایه خواهد شد. نشست مشترک گروهی از فعالان زن، فرصتی برای تقدیر از رفتار سیاسی محمدرضا عارف است. گفته‌ها مشابه هم است و سپاسگزار از تصمیم تاریخی عارف. فائزه هاشمی با کمتر از دو دقیقه تاخیر می‌رسد و سالن پر شده از جمعیت. زهرا شجاعی به خاطره حضورش درجلسه‌های هیات دولت اشاره دارد و اینکه آقای عارف دقایق تاخیر کابینه را ثبت کرده و بعد هم از آن به‌عنوان حق‌الناس و دین به مردم یاد می‌کرد. زهرا شجاعی در ادامه، تصمیم عارف را حرکتی جسورانه و در راستای تایید گفتمان اصلاح‌طلبی می‌داند و از محمدرضا عارف به دلیل پایبندی به اصول اصلاحات سپاسگزار است. فائره هاشمی می‌گوید: «کار بزرگی انجام دادید، کاری که با وجود تبلیغات فراوان و ماه‌ها سرمایه‌گذاری، جناح اصولگرا نتوانست از عهده آن بر‌آید.»معصومه ابتکار نیز می‌افزاید: «شما ماندگار شدید، شما به ما و خیلی از اصلاح‌طلبان درس عملی اصلاح‌طلبی دادید، بسیاری سیاستمداران، فرصت‌طلبند اما تصمیم مدبرانه شما نشان داد که رویکردتان به قدرت سیاسی هم از آن جنس قدرت‌خواهی‌های غیرسازنده نیست و مصلحت کشور را بر مصلحت فردی ارجح می‌دانید.» شهربانو امانی، نماینده مجلس ششم نیز در جمع حاضر است: «حمایت از شما در استان آذربایجان‌غربی، حمایتی صادقانه و همه‌جانبه بود. رفتار و تصمیم تاریخی شما، گفتمان اصلاح‌طلبی در کشور را یک گام به پیش برد. اصلاح‌طلبانی که در هشت‌سال گذشته از صحنه مشارکت سیاسی کشور حذف شده بودند شما بدون تردید سرمایه اجتماعی امروز و فردای اصلاح‌طلبی در کشور هستید»  فاطمه راکعی از دیگر نمایندگان مجلس ششم که با مهر «ردصلاحیت» از حضور در رقابت شورای‌شهر تهران بازمانده، نگاه امیدوارانه‌ای به فردای سیاسی ایران دارد. خطاب به عارف می‌گوید: «از ائتلاف و اصلاح‌طلبی، جز این انتظار نبود، اصلاح‌طلبان به تصمیم شما افتخار می‌کنند.» فخرالسادات محتشمی‌پور می‌گوید: «باید از امروز بر تقویت نهادهای مدنی تاکید کنیم. دولت‌ها یا چهارسال، یا هشت‌سال می‌آیند و می‌روند، اما باید بدنه جامعه مدنی را ساخت.» سخنان حاضران که تمام می‌شود، عارف، محورها را روی کاغذ نوشته تا مانند مناظره‌ها در زمان مقرر، حرف‌هایش را جمع‌بندی کند. ابتدا از همسرش، دکتر حمیده مروج دعوت می‌کند که اگر نکته‌ای هست بگوید و از تلاش‌های او در این مسیر تشکر ویژه می‌کند. می‌گوید اگر تلاش‌های او نبود این مهم تا به اینجای کار محقق نمی‌شد، ایشان نه‌تنها در مسیر زندگی که در سیاست، نقش تعیین‌کننده‌ای در زندگی من داشته‌اند و 95‌درصد از حضور انتخاباتی من مرهون زحمات ایشان است.  دکتر مروج به کمبود وقت جلسه اشاره دارد و اینکه حرف ما یکی است. عارف در ادامه جلسه می‌گوید: «راهی جز پیروزی نداشتیم، ناامیدی مساوی با شکست بود و متاسفانه در شرایطی بودیم که از صدر تا ذیل در توهم شکست به سر می‌بردیم و همه می‌گفتند چه تضمینی برای پیروزی وجود دارد. اما هیچ راهی جز خوشبینی به آینده و امید به پیروزی پیش رویمان نبود که اگر این‌طور بود، بدون شک مرگ سیاسی ما محقق می‌شد. فضای دانشگاه، بیش از جامعه ناامیدانه بود و تلاش من این بود تا با طرح بحث‌های چالشی بتوانیم انگیزه را به جمع دانشجویان بازگردانیم که خوشبختانه در این مسیر تاثیرگذار بودم.» 

معاون اول ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات همچنین تاکید دارد که تلاش‌ها باید به سمتی برود تا از امنیتی‌شدن فضای جامعه فاصله بگیریم و اعتماد اجتماعی یک‌بار دیگر در نهاد جامعه متبلور شود. به همین خاطر اگرچه در مناظره‌ها بر امر معیشت تاکید داشتم اما بیش از هر چیز دیگر برایم مشهود بود که محافل دانشگاهی، نهادهای مدنی، روزنامه‌ها و دیگر حوزه‌های مدنی با جوی امنیتی مواجه شده که باید آن را به کنار زد. به همین خاطر در ادامه راه، بر توسعه نهادهای مدنی و عرصه‌های عمومی تاکید خواهم داشت. در این مسیر کاملا با سخنان سرکار خانم محتشمی‌پور موافقم که باید برای توانمندسازی سازمان‌های مردم‌نهاد سرمایه‌گذاری کرد. سنگ بنای این کار در دوران اصلاحات نهاده شد اما به خوبی روند آن ادامه نیافت. ما نتوانستیم رویکرد توسعه سازمان‌های مدنی در کشور را نهادینه کنیم و بسیاری از این نهادهای مدنی قائم به ذات بود. 

دعوت رئیس جمهور فرانسه از روحانی برای «ژنو 2»

شرق: زینب اسماعیلی: حتی در ایرلند؛ کشوری در غرب بریتانیا و حاشیه اجلاس جی 8؛ موضوع «سوریه» و «انتخابات ایران» از یادها نرفته بود که در بیانیه پایانی نشست هم نمود پررنگی داشت. چه آنکه حاشیه این اجلاس، فرصتی شد برای موافقت بر سر میهمانان نشست ژنو 2 برای حل‌وفصل بحران داخلی سوریه. فرانسه تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، مخالف حضور تهران در مذاکرات ژنو 2 بود، اما فرانسوا اولاند، رییس‌جمهوری این کشور روز گذشته در حاشیه اجلاس «سران هشت کشور صنعتی جهان» گفت: حسن روحانی، رییس‌جمهور جدید ایران «اگر بتواند مفید باشد»، به او در کنفرانس صلح سوریه در ژنو خوشامد خواهیم گفت.  این‌بار رییس‌جمهوری فرانسه گفته است: «ما منتظر اظهارات رییس‌جمهور جدید ایران درباره سوریه هستیم، موضع من این است که اگر او می‌تواند مفید واقع شود، به او در کنفرانس ژنو خوشامد  می‌گوییم.» 

این در حالی است که حسن روحانی، رییس‌جمهور منتخب ایران، روز دوشنبه در اولین نشست خبری خود درباره بحران سوریه تاکید کرد که «این بحران باید از سوی خود مردم سوریه حل‌وفصل شود.» پیش‌تر مسوولان وزارت خارجه ایران اعلام کرده بودند که ایران به صورت «شفاهی» به مذاکرات ژنو دعوت شده است.  نزدیک به یک سال از اولین مذاکره حول محور سوریه در ژنو گذشته است اما هنوز این کشور درگیر بحران است؛ با بیش از‌ هزاران کشته. شهرهای سوریه به محل جنگ نیابتی کشورهایی بدل شده که هرکدام در یک وزن‌کشی بین‌المللی می‌خواهند قدرت خود را نشان دهند ولی هزینه تخریبی‌اش را کشور دیگری مثل سوریه بپردازد.   اجلاس ژنو 1 با عنوان «گروه اقدام برای سوریه» 30 ژوئن 2012 برگزار شده بود و کشورهای متعددی در آن حضور داشتند. نمایندگانی از اتحادیه عرب، چین، فرانسه، روسیه، انگلیس، ایالات متحده آمریکا، ترکیه، عراق، کویت، قطر، اتحادیه اروپا، به ریاست اتحادیه عرب و سازمان‌ملل در این اجلاس حضور داشتند.                            

این گروه در پایان مذاکره ژنو توافق کرده بودند تا خشونت‌ها را متوقف کرده و برای آرزوهای مشروع سیاسی مردم سوریه، یک‌ گذار سیاسی را طی کنند. اگرچه توافقات مذاکرات «ژنو 1» براساس اصول سوریه‌محور بود، با این حال این نشست نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند، همان‌طور که طرف‌های درگیر، همچنان به دنبال به‌دست‌آوردن نظر شرکای تاثیر‌گذار در این بحران هستند تا در مذاکره ژنو 2 به نتیجه‌ای دست پیدا کنند.  با پایان جنگ جهانی اول، کشورهایی مانند سوریه و لبنان مستعمره فرانسه شده بودند و اگرچه این کشورها استقلال خود را بازیافتند هنوز، این کشور اروپایی از نفوذ در این کشور جنگ‌زده برخوردار است. پس از اعلام آرای حسن روحانی به‌عنوان رییس‌جمهوری ایران، «لوران فابیوس»، وزیر امورخارجه فرانسه با انتشار بیانیه‌ای نوشت «انتظارات جامعه بین‌المللی درباره ایران به‌ویژه در زمینه پرونده هسته‌ای و تعهد این کشور در زمینه بحران سوریه بسیار زیاد است. ما حاضریم با رییس‌جمهور جدید دراین‌باره همکاری کنیم.»بعد از دو روز مذاکرات فشرده نشست سران جی ۸ در ایرلند شمالی، این گروه روز پایانی نشست توانست به توافقی حداقلی درباره برگزاری فوری کنفرانس صلح سوریه موسوم به «ژنو 2» برسد، با این حال هنوز زمان برگزاری این کنفرانس مشخص نیست. 

مساله ایران در بیانیه نهایی گروه 8 
در بیانیه نهایی سران گروه هشت تاکید شده «به انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رییس‌جمهوری ایران توجه داریم و از این کشور دعوت می‌کنیم از فرصت به دست آمده برای حل اختلافات خود با جامعه بین‌المللی استفاده کند.»سران گروه هشت با صدور بیانیه‌ای در پایان نشست خود در ایرلند شمالی، خواستار ادامه همکاری کامل ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای عضو گروه 1+5 شدند. 
به گزارش «ایلنا» به نقل از «رویترز»، رهبران گروه هشت در این بیانیه بر لزوم همکاری کامل، اساسی، فوری و همه‌جانبه ایران با آژانس و تلاش برای رفع برخی نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای این کشور تاکید کردند. در این بیانیه همچنین بر لزوم تلاش برای حل‌وفصل دیپلماتیک مساله هسته‌ای ایران تاکید شده است. گروه موسوم به «G8» شامل آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آلمان و کاناداست. 
 
پوتین منتظر تلاش‌های حسن روحانی 
ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه برای بار دوم در این هفته در مورد انتخاب حسن روحانی موضع‌گیری کرد، او گفت: مواضع ایران در عرصه بین‌المللی به تلاش‌های سران این کشور ازجمله «حسن روحانی» رییس‌جمهوری منتخب ایران، بستگی دارد. روسیه امیدوار است که به گفت‌وگوها با ایران در همه جهات ادامه دهد و این موضوع به حکومت ایران و رییس‌جمهور منتخب بستگی دارد. وی درمورد شخص دکتر روحانی گفت: «وی شخص بسیار باتجربه‌ای است و از مذاکره‌کنندگان درباره مساله هسته‌ای ایران است. روحانی از طرفداران مدرن‌سازی ایران است اما وضعیت به اقدامات معین و گام‌های مشخص سران ایران بستگی خواهد داشت.» پوتین اضافه کرد: «امیدوارم که در آینده نزدیک بتوانم با «محمود احمدی‌نژاد» رییس‌جمهوری ایران که ممکن است برای شرکت در اجلاس اوپک گازی به مسکو سفر کند، دیدار کنم.»

خبرنامه: از شوی تلوزیونی برای اجاره بها تا جزئیات جدید از مرگ بن لادن

رئيس اتحاديه املاك: طرح تعزيرات اجاره‌بهاي مسكن " شوي تلويزيوني" است

رئيس اتحاديه املاك با بيان اينكه اجراي طرح تعزيرات اجاره‌بهاي مسكن امكان‌پذير نيست گفت: هنوز در خصوص اجراي طرح تعزيرات اجاره‌بها با اتحاديه املاك هماهنگي نشده و به نظر مي‌رسد امسال اين طرح اجرا نمي‌شود. مصطفي قلي خسروي در گفت و گو با فارس با بيان اينكه براي ثبات قيمت مسكن و اجاره بها محكوم به ساخت مسكن هستيم افزود: در سال اول اجراي طرح تعزيرات اجاره بها نرخ 7 تا 9 درصد تعيين شد و با تلويزيون و رسانه‌ها در ميان مردم حضور پيدا كردند كه هر مالك يا بنگاهي از اين عدد پيروي نكند با او برخورد خواهد شد. خسروي تصريح كرد: اجراي طرح تعزيرات اجاره‌بها امكان‌پذير نيست، بنابراين هنوز با اتحاديه املاك بر سر اين موضوع بحثي نشده و فكر نمي‌كنم كه به اين صورت اجرا شود و اگر اجرا شود مطمئنا يك شوي تلويزيوني خواهد بود.

كدام‌يك از وزرا هفته گذشته از احمدي‌نژاد صد سكه طلا گرفتند؟

اعطاي نشان‌هاي خدمت از سوي دولت به مسئولان دولتي، شايد در وهله نخست همچون پاداشي براي تقدير از زحمات دولتيان و مسئولان دولتي در ديد افكار عمومي مطرح شود اما اگر اين نشانها برابر با ميزان دقيق و مشخصي از سكه طلا باشد، تفسير آن چگونه خواهد بود؟ به گزارش تابناك، هفته گذشته، محمود احمدي نژاد در مراسمي اقدام به اعطاي نشان‌هاي دولتي به دوازده تن از وزرا و مسئولان قوه مجريه كرده است. در اين مراسم، محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس‌جمهور نشان خدمت، علي نيكزاد وزير راه و شهرسازي نشان سازندگي، علي اكبر صالحي وزير امور خارجه نشان خدمت، حميدرضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش نشان تعليم و تربيت، رستم قاسمي وزير نفت نشان خدمت، مهدي غضنفري وزير صنعت، معدن و تجارت نشان خدمت، سيدشمس الدين حسيني وزير امور اقتصاد و دارايي نشان خدمت، نسرين سلطان خواه معاون علمي و فن آوري رئيس‌جمهور نشان خدمت و مديريت، بهروز مرادي معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس‌جمهور نشان لياقت و مديريت، علي اكبر محرابيان دستيار ويژه رئيس‌جمهور نشان سازندگي، محمدرضا فرزين رئيس هيأت عامل صندوق توسعه ملي نشان خدمت و محسن خليلي عراقي از پيشكسوتان عرصه صنعت نشان كار و توليد را از دستان رئيس‌جمهور دريافت كردند. اين نشانها، ما‌به‌ازاي سكه‌اي دارند. بنا بر ‌آيين‌نامه اعطاي نشان‌هاي دولتي، هر يك از نشان‌هاي تخصصي و عمومي ـ كه نشان خدمت و تعليم و تربيت جزو آن است ـ به ترتيب از سه درجه برخوردار هستند كه مابه‌ازاي آنها نشان‌هاي درجه يك، معادل يكصد سكه بهار آزادي، نشان‌هاي درجه دو، معادل پنجاه سكه بهار آزادي، نشان‌هاي درجه سوم، معادل سي سكه بهار آزادي است.

تعطيلي نيمي از ظرفيت توليد سراميك كشور

هم اكنون به دليل عدم حمايت از 144 توليدكننده اين محصول با ظرفيت 700 ميليون متر مربع تنها 450 ميليون متر مربع دركشور توليد داريم. امير حق‌پناهي، قائم مقام مدير عامل شركت كاشي و سراميك البرز افزود: هم اكنون 98 درصد سهم بازار از كاشي سراميك مينياتور در انحصار شركت البرز بوده كه به لحاظ استانداردهاي جهاني جزو 5 تا 10 توليدكننده كاشي و سراميك در جهان هستيم. وي در خصوص مشكلات بر سراه توليد و صادرات خاطر نشان كرد: عدم تخصيص اعتبار مناسب و بوروكراسي بر سر راه در يافت تسهيلات و عدم پرداخت به موقع اين اعتبارات مانع توليد و باعث كاهش ظرفيت توليد و در نتيجه كاهش صادارت كاشي و سراميك در كاخانجات كشور شده است. قائم مقام مدير عامل شركت كاشي و سراميك البرز در ادامه اذعان كرد: هم اكنون به دليل عدم حمايت از 144 توليدكننده اين محصول با ظرفيت 700 ميليون متر مربع تنها 450 ميليون متر مربع دركشور توليد داريم.

رئيس رژيم صهيونيستي بالاترين نشان را به كلينتون داد

شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي مدال آزادي اسرائيل را به بيل كلينتون رئيس‌جمهور پيشين آمريكا اعطا كرد. به گزارش تسنيم، پرز در سخناني قبل از اعطاي اين مدال در يك ضيافت رسمي از كلينتون به عنوان نزديك‌ترين دوست خود ياد كرد و افزود:وقتي من از وي به عنوان دوست خود ياد مي‌كنم مطمئن هستم كه دارم به نمايندگي از كل مردم اسرائيل حرف مي‌زنم. وي دليل اعطاي اين مدال را تعهد خدشه ناپذير كلينتون در قبال مردم يهود عنوان كرد و افزود: حمايت وي از اسرائيل همواره مورد نظر همه ما بوده است. رئيس رژيم صهيونيستي مدعي شد، اقدامات كلينتون بستري را ايجاد كرده است كه يك روز منجر به صلح در كل منطقه خواهد شد و راهكار دو كشور را عملي خواهد كرد. كلينتون بعد از دريافت اين جايزه اذعان كرد كه هيچ راهكار جامعي براي حل بحران فلسطين و اسرائيل وجود ندارد و فقط بايد به آينده مشترك انديشيد. از ديگر كساني كه تاكنون موفق به دريافت اين مدال شده‌اند مي‌توان به باراك اوباما رئيس جمهورو هنري كسينجر وزير خارجه پيشين آمريكا اشاره كرد.

افشاء جزييات جديد از مرگ بن لادن

امل الصداح همسر اسامه بن لادن سركرده پيشين گروه تروريستي القاعده جزئيات جديدي از چگونگي كشته شدن همسرش به دست نيروهاي آمريكايي را فاش كرد. به گزارش مشرق، همسر "اسامه بن لادن" در گفتگو با روزنامه "عكاظ سنتر" عربستان اظهار داشت: هنگامي كه حمله به محل سكونت "بن لادن" آغاز شد وسربازان آمريكايي از طريق بالگرد به داخل منزل فرود آمدند چند تن از افراد به درگيري با سربازان پرداختند كه درگيري بسيار خشونت آميز وقدرتمندي بود. وي در ادامه با بيان اينكه افراد حمله كنندگان به منزل"بن لادن"از ارتش پاكستان وآمريكا به همراه نيروهاي ويژه مارينز بودند كه با محاصره منزل به شكل گسترده‌اي در منطقه"ابت آباد"استقرار يافته بودند افزود: نيروهاي آمريكايي وپاكستاني به سرعت وارد منزل شده وسلاح"اسامه بن لادن"را در آغاز درگيري گرفتند و در صدد درگيري با وي از طريق پنجره‌اي بودند كه در داخل اتاق بود اما در اين زمان با تيراندازي به سر"بن لادن"آن را به قتل رساندند. همسر سركرده پيشين گروه القاعده در ادامه همچنين با اشاره به اينكه درگيري وكشته شدن"بن لادن"از چند دقيقه تجاوز نكرد اضافه كرد:پس از اصابت تير به سر"بن لادن"وي به سرعت كشته شد وسربازان آمريكايي پس از ورود به اتاق"بن لادن"را در حالت مرگ يافتند."الصداح"ادامه داد:پس از كشته شدن"بن لادن"بر اثر تيراندازي به سرش نيروهاي آمريكايي به سرعت جسد وي را به همراه تعدادي از افسران با بالگرد از آن منطقه خارج كردند اما اين بالگرد پس از پرواز منفجر شد وهر آنچه كه در آن بود از بين رفت وتنها بقاياي اجساد وبالگرد بر روي زمين يافته شد.

توقيف 2 شناور اماراتي در خليج‌فارس

فرمانده پايگاه درياباني ابوموسي از توقيف دو شناور متجاوز اماراتي در آب‌هاي خليج‌فارس خبر داد. سرهنگ علي وصالي در گفت‌وگو با ايسنا، در اين باره گفت: ماموران پايگاه درياباني ابوموسي دو شناور متجاوز اماراتي را حين صيادي در آب‌هاي خليج‌فارس مشاهده و دستور توقيف آنها را صادر كردند. وي افزود: پس از توقف اين دو شناور، ماموران 12 ملوان اماراتي و يك ملوان هندي اين شناور را دستگير و به اسكله نظامي منتقل كردند. فرمانده پايگاه درياباني ابوموسي با بيان اينكه 30 كيلوگرم ماهي نيز از اين افراد كشف شد، گفت: اين افراد قصد داشتند تا تعداد بيشتري ماهي را به شكل غيرمجاز در آب‌هاي استحفاظي جمهوري اسلامي ايران صيد كنند كه اقدام به‌ موقع دريابانان مانع از اين هدف آنان شد.

دادگاه عالي انگليس تحريم بانك ملت را لغو كرد

دادگاه عالي انگليس تحريم بانك ملت ايران را لغو كرد.به گزارش پايگاه خبري شبكه العالم؛ اين دادگاه روزگذشته با صدور بيانيه‌اي اعلام كرد كه تحريم اعمال شده علي بانك ملت ايران از طرف دولت انگليس را لغو كرده است.پيش از اين بانك ملت به عنوان نخستين بانك ايراني موفق شده بود غيرقانوني بودن تحريم‌ها عليه خود را در دادگاه‌هاي انگليسي و اروپايي ثابت و از تحريم اعمال شده خارج شود.

خوشحالي"دانشگاه گلاسكو"از رياست جمهوري دكتر روحاني

دانشگاه "كلدونيان" گلاسكو از پيروزي دكتر حسن روحاني دانش آموخته اين دانشگاه در انتخابات رياست جمهوري ايران ابراز خوشحالي كرد. به گزارش عصر ايران پروفسور "پاملا گيليز" معاون رئيس دانشگاه "گلاسكو" با ابراز مسرت از پيروزي يك دانش آموخته اين دانشگاه در انتخابات رياست جمهوري ايران گفت كه اين پيروزي را به حسن روحاني تبريك مي‌گويد. وي ابراز اميدواري كرده است كه پيروزي روحاني به عنوان يك دانش آموخته از اين دانشگاه آينده‌اي توام با موفقيت براي ايران و مردم اين كشور به همراه داشته باشد. دكتر حسن روحاني در سال 1378 موفق به دريافت مدرك دكترا در رشته حقوق از دانشگاه كلدونيان در گلاسكو انگليس شده است. وي در سال 1374 نيز مدرك كارشناسي ارشد خود را از اين دانشگاه دريافت كرده است.

بزرگترين صادركنندگان كالا به ايران كدامند؟

در دو ماهه نخست سال جاري بيش از 64 درصد از كل واردات ايران مربوط به تنها پنج كشور بود.
به گزارش خبرنگار ايسنا، براساس تازه‌ترين آمار گمرك ايران كشورهاي چين، امارات، هند، كره‌جنوبي و تركيه پنج كشور عمده صادركننده كالا به كشورمان در دو ماهه نخست 1392 بود.
سهم اين پنج كشور از كل واردات ايران به ترتيب به 18.89، 17.77، 9.89، 9.22 و 8.36 درصد رسيد. ساير كشورها نيز سهمي معادل 35.88 درصد از واردات ايران را به خود اختصاص دادند.
متوسط قيمت هر تن كالاي وارداتي 1046 يورو معادل 1364 دلار بود كه نسبت به مدت مشابه در سال قبل افزايش 3.56 درصدي در ارزش يورو و افزايش 2.1 درصدي در ارزش دلاري داشته است.
در دو ماهه نخست امسال واردات ايران از چين به يك ميليارد و 75 ميليون دلار، واردات از امارات به يك ميليارد و 11 ميليون دلار، واردات از هند به 563 ميليون دلار، واردات از كره جنوبي به 525 ميليون دلار و واردات از تركيه به 476 ميليون دلار رسيد.
كل واردات ايران در دو ماهه نخست امسال از نظر وزني و ارزشي به ترتيب 33.86 و 32.47 درصد كاهش يافت و به چهار ميليون 173 هزار تن به ارزش پنج ميليارد و 692 ميليون دلار رسيد.
همچنين در بين قاره‌ها، قاره آسيا با 73.6 درصد بيشترين سهم را در واردات ايران طي دو ماهه امسال به خود اختصاص داد. اروپا با 24.95 درصد در رده دوم، آمريكا با 1.06 درصد در رده سوم، آفريقا با 0.9 درصد در رده چهارم و اقيانوسيه با 0.3 درصد در رده پنجم قرار گرفتند.

مقاله اقتصادی روز: دولت يازدهم در حوزه‌هاي نفت، مسكن و كار با چه شرايطي روبرو است؟

دولت يازدهم از 12 مرداد ماه آتي يعني كمتر از 45 روز ديگر سكان امور اجرايي كشور را به دست مي‌گيرد و ميراث بر دولتي خواهد بود كه عملكردش در حوزه اقتصاد بيش از ساير بخش‌ها مورد انتقاد كارشناسان است. آنچه دولت موسوم به تدبير و اميد در اقتصاد پيش رو دارد بدون شك چالش‌هاي فراواني را براي تحقق وعده داده شده توسط رئيس‌جمهور منتخب بوجود خواهد آورد.
به گزارش تسنيم، نفت كه همواره طي يك قرن گذشته تأمين‌كننده اصلي هزينه جاري و سرمايه توسعه‌اي كشور بوده امروز در توليد، فرآورش، انتقال و عرضه با چالش‌هاي متعددي روبه رو است. در بخش توليد نفت خام كشور بزرگترين چالش‌ها را مي‌توان در پروژه‌هاي نيمه تمام جستجو كرد.
بيش از 100 ميدان نفتي كه بخشي از آن غيرفعال است و بقيه در مراحل مختلف توسعه قرار دارند نشان از حجم بالاي كار در بخش بالادستي دارد. بخشي از ميادين نفتي ايران ميادين مشترك با كشورهاي همسايه است كه بي‌ترديد امروز ايران در برداشت از ميادين مشترك از همسايگان خود عقب است.
در بخش ميادين نفتي مشترك، عراق با 28 ميدان نفتي مشترك با ايران بزرگترين شريك نفتي ايران است. در حالي كه در سال گذشته بعضا مسئولان مربوطه در شركت نفت مناطق مركزي، برداشت نفت ايران و عراق را از ميادين مشترك غرب كشور برابر عنوان كرده‌اند اما بيش از يكسال است كه طرف عراقي سرمايه‌گذاري درخور توجهي را براي توسعه ميادين مشترك با ايران درنظر گرفته و با شركت‌هاي بزرگ نفتي دنيا همكاري‌هاي جديدي را كليد زده است اما در طرف ايران، ميادين غرب كشور تشنه سرمايه‌گذاري است.
پارس جنوبي به عنوان يكي از بزرگترين منابع گازي جهان چندسالي است كه نفت سفره همسايه را نيز تأمين مي‌كند. برداشت نفت از لايه مشترك نفتي پارس جنوبي در حالي چندسالي است از سوي طرف قطري با حجم بيش از 400 هزار بشكه در روز برداشت مي‌شود كه ايران علي‌رغم اذعان به آغاز برداشت نفت از پارس جنوبي هنوز برداشتي از اين ميدان مشترك نفتي نداشته است.
ديگر ميادين نفتي مشترك ايران در خليج فارس با كشورهاي عربستان، عمان، قطر، كويت و امارات متحده عربي اغلب وضعيتي بسيار نامطلوب در توسعه دارند به طوري كه در برخي ميادين، برداشت نفت توسط كشور همسايه بيش از 10 برابر برداشت نفت توسط ايران است.
از سوي ديگر توليد فعلي نفت ايران از ميادين مستقل و حتي مشترك در نبود اقدامات مناسب در بخش ازدياد ضريب برداشت، روز به روز با كاهش مواجه مي‌شود. اكثر ميادين نفتي ايران در نيمه دوم عمر خود قرار دارند و نياز به تزريق گاز براي افزايش ضريب برداشت نفت از آنها ضرورتي است كه كارشناسان، اساتيد دانشگاه و مديران نفتي بر روي آن اجماع نظر دارند اما در حال حاضر كمتر از 60 درصد برنامه از پيش تعيين شده تزريق گاز به ميادين نفتي صورت مي‌گيرد.
دولت يازدهم و 9/1 ميليون واحد مسكن مهر نيمه‌تمام
پرونده طرح مسكن مهر تا پايان عمر دولت دهم مختومه نمي‌شود و حدود 2 ميليون واحد مسكوني نيمه‌تمام ميراثي است كه از احمدي‌نژاد به روحاني مي‌رسد.
اتمام پروژه‌هاي طرح مسكن مهر تا پايان فعاليت دولت دهم يكي از وعده‌هاي مديران وزارت راه و شهرسازي حداقل در دو سال اخير بوده است. بر اين اساس وزير راه و شهرسازي و تني چند از معاونانش در ماه‌هاي اخير وعده‌هاي خوشبينانه‌اي براي تكميل واحدهاي مسكوني اين طرح و واگذاري آنها به متقاضيان داده‌اند.
با اين وجود و در فاصله كمتر از دو ماه تا پايان دولت دهم، اميد چنداني به افتتاح پروژه‌هاي تكميل‌شده سال گذشته نيز نمي‌رود، چراكه اين واحدهاي مسكوني همچنان نزد پيمانكاران به گروگان گرفته شده‌اند تا دولت نسبت به پرداخت طلب‌هاي مورد ادعاي آنها (سازندگان) اقدام كند. اين مسئله در شهرك‌هاي اقماري اطراف تهران حادتر است و برگزاري جلسات متعدد نيز تاكنون نتيجه‌اي در بر نداشته است. برآيند اين اتفاقات نيز نيمه‌تمام ماندن حدود 9/1 ميليون واحد مسكوني است كه بي‌شك دولت يازدهم بايد براي آن چاره‌اي بينديشد.
علي نيكزاد، وزير راه و شهرسازي دولت دهم به‌تازگي آمار ساخت مسكن در طرح مهر را 244/4 ميليون واحد مسكوني اعلام كرده كه اين تعداد مجموع ساخت واحدهاي مسكوني در كلان‌شهرها، شهرهاي زير و بالاي 25 هزار نفر جمعيت، روستاها و همچنين بافت‌هاي فرسوده شهري است.
لازم به ذكر است تنها از خط اعتباري مسكن مهر براي ساخت مسكن در بافت فرسوده استفاده شده و نمي‌توان چندان آن را به طرح مهر مربوط دانست. به‌هرحال بر اساس آماري كه پايگاه اطلاع‌رساني دولت آن را منتشر كرده از ابتداي سال جاري تاكنون 302 هزار واحد اين طرح به بهره‌برداري رسيده و قرار است تا پايان سال نيز حدود 300 هزار واحد ديگر نيز افتتاح شود.
بررسي اين آمار حاكي از آن است كه حدود 2/2 ميليون واحد مسكوني اين طرح در روستاها در حال احداث است كه 5/1 ميليون واحد آن ساخته شده و 700 هزار واحد ديگر در حال ساخت است. از سوي ديگر سهم مسكن مهر كلان‌شهرها، شهرهاي زير و بالاي 25 هزار نفر جمعيت نيز حدود 2/2 ميليون واحد است كه 2/1 ميليون واحد آن تاكنون افتتاح شده و يك ميليون و 200 هزار واحد ديگر در حال ساخت بوده و در واقع نيمه‌تمام هستند.
شروع دولت جديد با بيكاري 2/12 درصد
گزارش مركز آمار ايران نشان مي‌دهد نرخ شاخص بيكاري در سال پاياني دولت احمدي‌نژاد، نسبت به آغاز دولت او بيشتر است. بر اين اساس، نرخ بيكاري كه در سال 84 معادل 5/11 درصد بود، در پايان سال 91 به 2/12 درصد رسيد و اين در حالي است كه شرايطي كه نرخ مشاركت اقتصادي نيز در اين دوره از 41 درصد به 7/37 درصد كاهش يافته است.
تعداد بيكاران نيز در سال‌هاي اخير همواره بين 2 ميليون و 800 هزار نفر تا 3 ميليون و 100 هزار نفر در نوسان بوده كه به‌اعتقاد بسياري از كارشناسان علت اين نوسان تغيير فصول سال است؛ مشاغلي مانند كشاورزي و كاهش ساخت مسكن در زمستان باعث بالا رفتن تعداد بيكاران مي‌شود و در فصلي ديگر با رونق برخي مشاغل، تعداد بيكاران به‌صورت موقت و مقطعي كاهش مي‌يابد. تجمع اصلي بيكاران نيز نه‌تنها در شرايط فعلي، بلكه حداقل يك دهه گذشته در گروه سني 15 تا 29 سال بوده است و همواره بيش از نيمي از كل بيكاران كشور در اين گروه سني قرار دارند.
آخرين بررسي‌هاي مركز آمار بيانگر آن است كه در سال گذشته 2/12 درصد از جمعيت فعال كشور بيكار بوده‌اند كه اين نرخ نسبت به سال 90 با كاهش 1/. درصدي همراه بوده، در همين مدت نرخ مشاركت اقتصادي (نسبت به سال 90) رشد 8/. درصدي داشته است. البته آمارها نشان مي‌دهد از سال 76 تا 84 در دولت اصلاحات نرخ بيكاري از 1/13 تا 3/10 در نوسان بوده، طي اين سال‌ها تك‌رقمي نشده است.
نگاهي به وضعيت نرخ بيكاري و نرخ مشاركت اقتصادي كشور در مدت 8 سال رياست جمهوري احمدي نژاد بيانگر اين مسئله است كه نرخ بيكاري در نخستين سال فعاليت دولت نهم يعني 1384 برابر با 5/11 بوده است و در سال 87 به 4/10 و در سال 89 به 5/13 درصد رسيده است و با نوسانات قابل ملاحظه‌اي همراه بوده است. نرخ مشاركت اقتصادي نيز در اين 8 سال اخير نيز خالي از نوسانات قابل ملاحظه نبوده است و بيشتر نرخ مربوط به نخستين سال فعاليت دولت نهم يعني سال 84 است.

حاشیه های خبری: کمبود دارو و افزایش مشکلات بیماران

* رئيس انجمن حمايت از بيماران كليوي گفت: وضعيت دارويي بيماران دياليزي و پيوندي بسيار حاد است و نبود دارو موجب شده است كه بدن بيماران، كليه پيوندي را پس بزند. به گزارش عصر ايران، مصطفي قاسمي در گفت و گو با ايسنا افزود: داروهاي ضد پس زدن كليه بسيار كمياب است و هيچ مسئولي نيز جوابگوي اين شرايط نيست. وي خطاب به مسئولين وزارت بهداشت گفت: اگر دارو نداريد پيوند كليه را متوقف كنيد تا بيماران بيش از اين دچار مشكل نشوند. رئيس انجمن حمايت از بيماران كليوي با اشاره به داروهاي بيماران دياليزي گفت: برخلاف گذشته درحال حاضر بيماران دياليزي براي تهيه همه داروهاي خود از جمله "رناژل" و "ونوفر" ملزم به پرداخت پول هستند و بسياري از داروهاي اين بيماران با پرداخت قيمت‌هاي ميليوني قابل تهيه مي‌باشند. برخي از اين داروها مكمل دياليز هستند و اگر بيمار بدون مصرف آنها فقط دياليز شود تنها زنده مي‌ماند اما به عارضه‌هاي مختلفي مبتلا مي‌شود. قاسمي همچنين گفت: رايزني‌هايي انجام داده‌ايم اما مسئولان وزارت بهداشت به ما مي‌گويند هر دارويي كه به دستشان رسيد اعم از برند يا غيربرند، مصرف كنيد. 

 * يك مفتي وهابي كويتي كه به خاطر صدور فتواي ذبح كودكان و زنان شيعه براي سرش جايزه تعيين شده است از بيم جان خود از كويت به قطر فرار كرد. به گزارش ابنا، پس از آنكه يك تاجر عراقي براي سر "شافي العجمي" جايزه تعيين كرد وي به قطر گريخت. شافي العجمي پس از اينكه در تلويزيون آمد و اعتراف كرد كه گروهش در ديرالزور يك كودك سوري را در برابر والدينش در صحن مسجد شيعيان در يك روستا در ديرالزور ذبح كردند، پيام‌هاي تهديد به قتل دريافت كرد كه همين امر باعث فرار وي از كويت شده است. يك تاجر اهل بصره مبلغ كلاني براي سر اين روحاني نماي خونخوار و تفرقه‌انگيز تعيين كرده است. روز 22 خرداد عده‌اي وحشي كويتي وابسته به گروه تروريستي "جبهه النصره" حدود 60 نفر از اهالي روستاي شيعه نشين "حطله" در استان ديرالزور را به دليل مذهب آنان به شهادت رساندند. از جمله جنايات فجيع اين گروه مزدور سر بريدن خانواده "حجت الاسلام سيد ابراهيم السيد" بود كه مسلحان وحشي زن و فرزندان وي را ذبح كردند. 

* سه نفر از اراذل و اوباش پيش از نماز مغرب و عشاي روز سه شنبه درحالي كه مست بودند اقدام به عربده‌كشي و حمله به مردم تهرانسر (يكي از محله‌هاي غربي تهران) كردند كه طي آن چند تن از شهروندان مجروح و زخمي شدند. اين اراذل و اوباش در ادامه به سمت امام جماعت فاطمه الزهرا كه براي اقامه نماز جماعت درحال حركت به سمت مسجد بود حمله ور شده و وي را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به گزارش "تهران پرس" نيروهاي كلانتري منطقه با خواست مردم به صحنه اعزام شده و اين سه نفر را بازداشت كردند كه هم اكنون با حضور شاكيان منتظر اعلام زمان دادگاه خود هستند.

بی نظم ترین جشن دنیا برای ملی پوشان در آزادی برگزار شد!

مراسم استقبال از ملی‌پوشان تیم فوتبال ایران در حضور 15 هزار تماشاگر برگزار شد.

به گزارش ایسنا، اعضای تیم ملی فوتبال ایران ساعت 18 وارد ورزشگاه آزادی شدند. آنها که بعد از بازگشت و حضور در فرودگاه به هتل آکادمی رفته بودند با استقبال تماشاگران در ورزشگاه آزادی مواجه شدند.

حدود 15 هزار تماشاگر از حدود ساعت 15 به استادیوم آمده‌بودند. گرمای هوا آنها را به شدت اذیت می‌کند و همه از برنامه‌ریزی فدراسیون برای برگزاری مراسم در چنین ساعتی گله‌مند بودند.

ملی‌پوشان که قرار بود مراسم استقبال از آنها ساعت 17 آغاز شود، ساعت 18 وارد استادیوم شدند و با پرچم‌های ایران در دستشان و همچنین لباس‌های سفید تیم ملی که به تن کرده بودند، دور تا دور استادیوم دور افتخار زدند. مسئولان فدراسیون از جمله علی کفاشیان، رییس فدراسیون و مدیران زیرمجموعه او همراه با تیم ملی بودند. همچنین وزیر ورزش و جوانان هم همراه آنها بود. اما لیدر اصلی کاروان تیم ملی کارلوس کی‌روش بود که تماشاگران او را به شدت تشویق می‌کردند. او نیز جلوتر از همه راه می‌رفت و برای تماشاگران دست تکان می‌داد.

مراسم با سرود ای ایران قبل از حضور تیم ملی در استادیوم آغاز شد. هنگامی که ملی‌پوشان دور افتخار می‌زدند، سرودهای حماسی از بلندگوهای ورزشگاه پخش می‌شد و تماشاگران با تکان دادن پرچم‌هایشان فریاد ایران ایران به زبان می‌آوردند. پس از آن اعضای تیم ملی و مسئولان همراه داخل زمین چمن شدند و پس از پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران که در آن هنگام ملی‌پوشان پرچم بزرگی را از ایران به دست گرفته بودند، مراسم شکل رسمی‌تری به خود گرفت.

پس از آن محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان سخنرانی کرد. او با تشکر از حضار و بویژه جوانانی که به افتخار ملی‌پوشان به استادیوم آمده‌اند، گفت: از ملت ایران تشکر می‌کنم که از دیشب تا الان قلب‌هایشان را با اقتدار تیم ملی گره زدند. خدا را شاکریم که این موفقیت را نصیب ما کرد و پیروزی بزرگی را در آستانه میلاد نیمه شعبان به ملت ایران هدیه داد. امیدوارم به حول و قوه الهی شاهد موفقیت‌های روزافزون قهرمانان باشیم. آن‌های که امسال در المپیک و پارالمپیک برایمان افتخار آفریدند و امروز موفقیت دیگری را با صعود به جام‌جهانی رقم زدند. امیدوارم این موفقیت‌ها ادامه‌دار باشد.

پس از صحبت‌های عباسی تماشاگران علی کفاشیان را تشویق کردند. بعد از آن اعضای تیم ملی ایران از تدارکات گرفته تا بازیکنان و مربیان و مسئولان، روی سن آمدند. پس از حضور اعضای تیم ملی روی سن، شال‌های ایران توسط عباسی به گردن‌شان آویخته می‌شد و علی کفاشیان نیز دسته گلی به آنها می‌داد.

شش دليل عدم توفيق اصولگرايان از دیدگاه علی مطهری

نماينده تهران در مجلس گفت: اصولگرايان بايد از انتخابات رياست جمهوري عبرت بگيرند و تغيير روش بدهند، اولا همه چيز را فداي آنچه راه حفظ نظام مي‌خوانند نكنند و ثانياً برداشت خود از اصل ولايت فقيه را اصلاح كنند و به اين نقطه برسند كه التزام به ولايت فقيه منافاتي با ابتكار عمل و ايجاد تغيير در جامعه و توجه به نيازهاي واقعي مردم ندارد.
دكتر علي مطهري در گفتگو با مهر، در خصوص علل عدم پيروزي اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: آقاي روحاني يك اصولگراي اصلاح طلب است و يك اصلاح طلب صرف نيست، ولي از آن نظر كه عمده حاميان آقاي روحاني اصلاح طلبان بودند، پيروزي ايشان مساوي با شكست اصولگرايان تلقي مي‌شود.
وي افزود: علت عدم توفيق اصولگرايان چند چيز است؛ يكي اينكه آنها رهبري واحدي ندارند و هر فرد و گروهي براي خود تصميم مي‌گيرد، بر خلاف اصلاح طلبان كه آقاي عارف نظر آقاي خاتمي را تمكين كرد و كنار رفت، دوم اينكه اصولگرايان فكر مي‌كردند كه شوراي نگهبان رقباي اصلاح طلب آنها را حذف مي‌كند و رقابت ميان اصولگرايان خواهد بود لذا برنامه ريزي براي رقابت با كانديداي واحد اصلاح طلب نكرده بودند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: دليل سوم اين است كه آنها خود را فداي هم گروه خود يعني آقاي احمدي نژاد كردند، به عبارت ديگر تعصب گروهي و برداشت غلط آنها از اصل ولايت فقيه باعث شد كه آنها 8 سال حمايت كور از آقاي احمدي نژاد كنند و در مقابل تخلفات و قانون شكني‌هاي او سكوت كنند تا جامعه به اين نقطه برسد، تنها در اين ماه‌هاي آخر است كه مي‌بينيم بسياري از آنها و از جمله برخي كانديداهاي اصولگراي رياست جمهوري زبان به انتقاد گشودند در حالي كه زماني كه بايد انتقاد مي‌كردند سكوت كرده بودند و حتي در مقابل منتقدان مي‌ايستادند.
وي، دليل چهارم عدم توفيق اصولگرايان را اهميت كافي قائل نشدن براي حقوق مردم دانست و گفت: برخي اصولگرايان فكر مي‌كنند براي آنچه آنها آن را راه حفظ نظام مي‌خوانند مي‌توان بسياري از حقوق مردم را ناديده گرفت، شما ديديد زماني كه من سوال از وزير كشور درباره علت مرگ ستار بهشتي در صحن مجلس مطرح كردم برخي از آنها ناراحت شدند و يكي از آنها گفت بالاخره كسي كه بر عليه نظام مطلب نوشته بايد مجازات مي‌شد، لذا نبض جامعه و ميزان رضايت و عدم رضايت مردم در دست آنها نيست.
مطهري گفت: به عبارت ديگر، اين عده بسيار انتزاعي و ذهني مي‌انديشند و كاري به واقعيات جامعه ندارند، آنها برخي مفروضات و اصول موضوعه غلط دارند مثل همين كه براي آنها راه حفظ نظام مي‌خوانند هر كاري مي‌توان كرد، غافل از اينكه از پايه‌هاي حفظ نظام اعتماد مردم به نظام است، لذا گاهي غافلگير مي‌شوند، مثل امروز كه با انتخاب آقاي روحاني توسط مردم تازه از خواب بيدار شده‌اند كه در جامعه چه خبر است.
نماينده تهران ادامه داد: دليل پنجم اين است كه برخي اصولگرايان سياست حذف رقيب خصوصاً شخصيت‌هاي بزرگ انقلاب را در پيش گرفتند، آنها مي‌خواستند آقاي هاشمي را مثل آيت‌الله منتظري حذف كنند، يا آقاي خاتمي را از قطار انقلاب پياده كنند و بگويند فقط ما انقلابيون راستين هستيم.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس خاطرنشان كرد: دليل ششم عدم توفيق اصولگرايان در انتخابات اخير اين است كه اكثر آنها به دليل برداشت غلط از اصل ولايت فقيه قادر به ايجاد تغيير در جامعه نيستند و فاقد قوه ابداع و ابتكار در فضاي سياسي جامعه هستند،همان‌طور كه در سال 88 عليرغم آن كه اكثر آنها ادامه مديريت آقاي احمدي نژاد را به صلاح نمي‌دانستند ولي مثل موجوداتي كه دست و پاي آنها بسته است فقط نظاره گر بودند و نتوانستند ابتكار عمل را با معرفي يك كانديداي جديد در دست بگيرند.
وي افزود: به هر حال اصولگرايان بايد از اين انتخابات عبرت بگيرند و تغيير روش بدهند، اولاً به حقوق ملت مانند حقوق نظام اهميت بدهند، مثلاً مساله آزادي بيان و مساله حقوق شهروندي را جدي بگيرند و ثانياً برداشت خود از اصل ولايت فقيه را اصلاح كنند و به اين نقطه برسند كه التزام به ولايت فقيه منافاتي با ابتكار عمل و ايجاد تغيير در جامعه و توجه به نيازهاي واقعي مردم ندارد، تصور نكنند كه براي هر اقدام اصلاحي اول بايد به دنبال كشف منويات قلبي ولي فقيه باشند.

خبرنامه: از دریافتی 300 برابری دستمزد پزشکان تا عدم پرداختن به پدیده خودکشی

پزشك، 300 برابر پرستار دريافتي دارد
رئيس كل سازمان نظام پرستاري مهمترين اعتراض پرستاران را تفاوت دريافتي شان با پزشكان عنوان كرد. غضنفر ميرزابيگي در گفت‌وگو با ايلنا با اشاره به وضعيت معيشتي پرستاران گفت: اگرچه وضعيت معيشتي پرستاران از متوسط كارمندان دولت پايين‌تر نيست و وضعيت بدي ندارند اما حقوقشان كفاف زندگي را به درستي نمي‌دهد. وي با بيان اينكه آنچه پرستاران به آن اعتراض دارند تبعيض در نظام سلامت است، افزود: تبعيض در پرداخت‌ها، تصميم‌گيري و جايگاه بزرگ‌ترين اعتراض پرستاران است. ميرزابيگي ادامه داد: گله پرستاران از اين است كه وقتي ما پا به پاي يك پزشك در عمل جراحي هستيم و در پروتكل درماني بيمار بيش از پزشك حضور داريم چطور مي‌شود كه پزشك 300 برابر پرستار دريافتي داشته باشد. وي افزود: شاهد هستيم ميانگين كارانه يك پرستار در بيمارستان 50 هزار تومان است در حالي كه كارانه يك پزشك در‌ همان بيمارستان 15 ميليون است. رئيس كل سازمان نظام پرستاري تاكيد كرد: با اينكه پزشك به اندازه يك پنجم پرستار در بيمارستان حضور ندارد اما بين 100 تا 300 برابر نسبت به پرستار دريافتي دارد و در اينجاست كه پرستار‌ان اذيت مي‌شوند و در هيچ جاي دنيا هم چنين وضعيتي حاكم نيست.

شجوني خطاب به اصولگرايان: ضربه اجماع نكردن را خورديد، نوش جانتان
شجوني عضو جامعه روحانيت مبارز در مورد علت پيروز نشدن اصولگرايان در يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري به خبرگزاري ايسنا گفت: در اين انتخابات حاميان اصولگرايان بايد به يك اصولگرا راي مي‌دادند ولي ما ديديم كه اين افراد در اين انتخابات به چندين اصولگرا راي دادند و آراي آنها بين كانديداهاي اصولگرا پخش شد.
حجت‌الاسلام شجوني با بيان اينكه"نمي‌توان گفت كه امروز ريشه اصولگرايي را موش خورده است"، ادامه داد: طيف مقابل اصولگرايان آمدند و تنها به يك كانديدا راي دادند و اين در حالي بود كه اصولگرايان به چندين نفر راي دادند. چنانچه اصولگرايان مي‌خواستند همچون رقيبشان آراي بيشتري كسب كنند بايد با اجماع، به كانديداي واحد مي‌رسيدند و از اين چند نفر بايد در نهايت يك نفر باقي مي‌ماند ولي متاسفانه ما ديديم كه به جز آقاي حدادعادل ديگر اصولگرايان كناره‌گيري نكردند و امروز ضربه اين كار خود را ديدند. من امروز به آنها مي‌گويم كه نوش جانتان.

انتقاد وزارت بهداشت ازچگونگي انعكاس پديده خودكشي در رسانه‌ها
مديركل دفتر سلامت اجتماعي، اعتياد و روان وزارت بهداشت ضمن اشاره به مهم‌ترين علل اقدام برخي افراد به خودكشي در جوامع مختلف، از چگونگي انعكاس پديده خودكشي در رسانه‌هاي كشور بويژه رسانه‌هاي تصويري انتقاد كرد. دكتر عباسعلي ناصحي در گفت‌وگو با ايسنا، خودكشي را يكي از چالش‌هاي نظام سلامت در تمام كشورهاي دنيا عنوان كرد و گفت: در تمام كشورهاي دنيا معضل خودكشي اتفاق مي‌افتد؛ در برخي كشورها كمتر و در برخي بيشتر. وي آمار اقدام به خودكشي و همچنين خودكشي منجر به فوت در ايران را معادل ميانگين جهاني عنوان كرد و گفت: به منظور پيشگيري از اقدام به خودكشي و همچنين خودكشي منجر به فوت، برنامه‌هاي متعدد پيشگيرانه در كشور انجام مي‌شود. وي با اشاره به اهميت نقش رسانه‌ها در اطلاع رساني مناسب و پيشگيري از اقدام به خودكشي ادامه داد: رسانه‌ها مي‌توانند در پيشگيري از اقدام به خودكشي نقشي مثبت داشته و يا برعكس باعث رواج اين پديده شوند. اساسا چگونگي انعكاس پديده اقدام به خودكشي در رسانه‌ها از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. ناصحي، از چگونگي انعكاس پديده اقدام به خودكشي در فيلم‌هاي سينمايي و داستاني كه از سوي قهرمان داستان يا ديگر كاراكترهاي فيلم‌ مربوطه اتفاق مي‌افتد، انتقاد كرد و گفت: متاسفانه پس از نمايش چنين فيلم‌ها و سريال‌هايي به تقليد از قهرمان داستان مربوطه برخي موارد خودكشي را شاهد هستيم كه اين موضوع به ويژه در كودكان و نوجوانان شايع‌تر است. وي تاكيد كرد: لازم است رسانه‌ها به ويژه رسانه‌هاي تصويري در انعكاس پديده خودكشي به نحوي عمل كنند كه باعث ترويج اين پديده نشوند و برعكس به پيشگيري از اين پديده منجر شوند.

پروين احمدي نژاد و همسر مرتضوي در انتخابات شوراها چقدر راي آوردند؟
پروين احمدي نژاد و همسر مرتضوي كه هر دو نفرشان در ليست در امتداد مهر (هواداران محمود احمدي نژاد) حضور داشتند، نتوانستند آراء لازم را بدست بياورند و در جمع 43 نفر اول منتخبان تهران (اصلي و علي‌البدل) حاضر باشند. به گزارش انتخاب، پروين احمدي نژاد با 35339 رأي در رتبه 97 و هما فلاح تفتي با 19334 رأي در رتبه 114 جاي گرفتند. رتبه 97 پروين احمدي نژاد در انتخابات چهارمين دوره شوراي شهر درحالي است كه او در دوره سوم شوراي شهر تهران 249549 راي آورد و نفر هشتم فهرست 15 نفره شوراي شهر تهران شد. همچنين نام هما فلاح تفتي تا حضور سعيد مرتضوي در تامين اجتماعي رسانه‌اي نشده بود. اما انتصاب او به سمت مديركلي آموزش و پژوهش سازمان تامين اجتماعي حواشي رسانه‌اي مختلفي به همراه داشت كه باعث چهره شدنش شد. هرچند كه پس از آن گفته شد خانم تفتي پيش از اين در تامين اجتماعي هم سمت‌هايي داشته است.

مقاله سیاسی روز: توصيه‌اي به اصحاب افراط

روزنامه جمهوری اسلامی: چند روزي لازم بود تا افراطيون از سرگيجه‌اي كه در اثر شكست در انتخابات 24 خرداد به سراغشان آمده بود نجات پيدا كنند. اكنون وقت آنست كه چشمهايشان را باز و گوشهايشان را تيز كنند تا به درستي دريابند كه در چگونه جامعه‌اي زندگي مي‌كنند و با اين جامعه چگونه بايد تعامل داشت.
قبل از آنكه حرف اصلي اين مقاله را مطرح كنيم، بهتر است مصاديق اصحاب افراط را معرفي نمائيم.
ايران، در دو دهه اخير از تندروي‌هاي افرادي ضربه خورده است كه در بيان مطالب و پيگيري مطالباتشان از زبان بي‌مهار، قلم سركش، بداخلاقي، خشونت، بي‌حرمتي، مبالغه، تهمت و دروغ استفاده كردند. اين قبيل افراد، را مي‌توان در دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا يافت. خود "اصلاح طلبي" و "اصولگرائي" در ذات خود نه تنها عيب و اشكالي ندارند بلكه هر دو داراي نقاط قوت فراواني هستند كه به كمك همديگر مي‌توانند براي كشور مفيد واقع شوند. از تركيب اصولگرائي و اصلاح طلبي است كه "اعتدال" پديد مي‌آيد و اين همان چيزي است كه نظام جمهوري اسلامي براي پيشبرد اهداف خود نيازمند آنست.
اصولگرائي و اصلاح طلبي اگر با سوءاستفاده عناصر افراطي دست كاري شوند، از كارائي مي‌افتند و به ضد خود تبديل مي‌شوند. اين، بلائي است كه در 8 سال حاكميت جريان اصلاح طلب‌ها بر سر اصلاح طلبي و بر سر كشور آمد و بلائي است كه در 8 سال حاكميت جريان اصولگراها بر سر اصولگرائي و بر سر كشور آمد. با اين دو واقعه منفي، نبايد اصل اصلاح‌طلبي و اصولگرائي را زير سؤال برد، حتي اصلاح طلبان و اصولگرايان معتدل را نيز نبايد زير سؤال برد، كساني كه بايد زير سؤال بروند اصحاب افراط از اين هر دو جناح هستند.
نكته كليدي در اين مقوله اينست كه سران اصلاح طلب و اصولگرا نيز در دوران حاكميت خود، حاضر نشدند با افراطيون برخورد كنند و آنها را مهار نمايند. به نظر مي‌رسد آنها از افراطيون جناح خود به مثابه ابزاري براي پيشبرد اهداف حاكميتي و تقويت قدرت خود استفاده كردند و از قباحت بهره‌برداري از تز پوسيده و ماكياولي "هدف، وسيله را توجيه مي‌كند" هراسي به خود راه ندادند. افراطيون دو جناح نيز از همين فرصت و حمايت، حداكثر سوءاستفاده را كردند و بداخلاقي را به اوج رساندن. بداخلاقي‌هاي افراطيون، در عرصه‌هاي زبان و قلم و عمل به قدري بي‌مهار و افسارگسيخته بود كه مردم را نسبت به اين هر دو جناح بدبين كرد و گزينه "اعتدال" را به عنوان مطلوب مردم به حاكميت رساند.
اينك زمان آن فرا رسيده كه دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا به تجديدنظر در روش‌هاي خود همت كنند و پالايش محتوائي و مبنائي را محور اصلي اين تجديدنظر قرار دهند. كشور و نظام، هم به اصولگرائي نياز دارند و هم به اصلاح‌طلبي، لكن به عناصر افراطي اين دو جناح نه تنها نيازي نيست بلكه آنها براي منافع ملت و مصالح نظام مضر هستند. زبان‌ها و قلم‌هائي كه اصيل‌ترين شخصيت‌هاي نظام را به باد تهمت و افترا و حملات ناجوانمردانه مي‌گيرند و به هيچ مبنا و معياري پاي‌بند نيستند، بيشترين ضربه را به كشور و ملت و نظام وارد مي‌كنند. پالايش جناح‌ها از اين عناصر كافي نيست، جناح‌ها بايد نوع نگاهشان را تغيير دهند و اخلاق را مبناي موضعگيري‌ها و عملكردهاي خود قرار دهند.
انتخابات رياست جمهوري 24 خرداد، هر چند پيروزي "اعتدال" بود، ولي شكست اصلاح طلبي و اصولگرائي نبود، بلكه شكست تفكر افراطي موجود در اين دو جناح بود. اكنون نيز همين عناصر دست به كار شده و درحال ادامه راه خود از طريق زبان و قلم هستند. عده‌اي سهم خواهي را شروع كرده و از همين حالا براي افراد مورد نظر خود پست و مقام مشخص مي‌كنند، عده‌اي نيز با تحليل‌هاي بي‌پايه خود تلاش مي‌كنند خود را تبرئه كنند و جناح مقابل خود را عامل نابساماني‌ها جلوه بدهند. واقعيت را نمي‌توان در هيچيك از اين دو تحليل يافت. هر دو جناح بايد بفهمند كه كشور و مردم از عملكردهاي افراطي آنها خسته شده‌اند و رويكرد مردم به "اعتدال" نشان دهنده همين واقعيت است.
بازگشت از مس?ر افراط براي جناح‌ها كار ساده‌ايست. كافي است ضوابط موضعگيري‌ها و اقدامات در تمام زمينه‌ها تغيير كند و برپايه اخلاق و انصاف استوار شود. گرفتاري امروز كشور كه به انزواي افراطيون منجر شد، بي‌اعتنائي به اخلاق و فرود آوردن شلاق بداخلاقي و بي‌انصافي بر گرده اين و آن با هدف رسيدن به قدرت و تحكيم پايه‌هاي آن است و اين كثيف‌ترين و نامشروع‌ترين ابزار براي رسيدن به حاكميت و افزودن بر قدرت است.
پاي‌بندي به بازگشت از مسير افراط و روي آوردن به اخلاق و انصاف را جناح‌ها مي‌توانند در پرهيز از تحليل‌هاي انحرافي، بداخلاقي‌هاي زباني و قلمي وكارشكني در كار دولت منتخب ملت نشان دهند. منظور اين نيست كه دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا نبايد در دولت آينده حضور داشته باشند، بلكه هدف اينست كه مطالبه سهم نكنند و دست رئيس‌جمهور منتخب را براي انتخاب باز بگذارند. ماهيت اعتدال اقتضا مي‌كند در انتخاب اعضاء دولت فراجناحي عمل شود و محور انتخاب‌ها و انتصاب‌ها شايسته گزيني باشد. با چنين نگاهي، طبعاً از هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا در دولت آينده استفاده خواهد شد و طبعاً همين تركيب است كه مي‌تواند بر مشكلات فائق آيد.
عناصر افراطي هر دو جناح بايد از انتخابات 24 خرداد اين درس بزرگ را بگيرند كه بداخلاقي‌هاي زباني، قلمي و عملي آنها عامل مهمي براي منزوي شدن خودشان بود و مردم با تجربه تلخي كه از افراطيون در ذهن دارند ديگر هرگز فريب آنها را نخواهند خورد. آيا بهتر نيست قلم‌ها و زبان‌ها از اين پس به جاي تهمت زدن و اهانت كردن، به خدمت اخلاق و تقويت نقاط قوت و مثبت در آيند و براي تحكيم مباني وحدت ملي تلاش نمايند.

حاشیه های بعد از بازی ایران مقابل کره، از حرکت کی روش تا جشن پیروزی

مراسم استقبال از تیم‌ملی ساعت 17 امروز در ورزشگاه آزادی، با حضور علاقه‌مندان و طرفداران تیم‌ملی برگزار خواهد شد و بازیکنان پس از ورود به ورزشگاه آزادی، طی مراسمی دور افتخار می‌زنند و صعود به جام‌جهانی را همراه با تماشاگران پرشور، جشن خواهند گرفت. در این مراسم از ملی‌پوشان تقدیر می‌شود و مراسم نورافشانی هم در پایان، با شکوه خاصی برگزار خواهد شد. در بیانیه فدراسیون فوتبال دراین‌باره آمده: «در این مراسم تنها آقایان می‌توانند حضور داشته باشند و از بانوان علاقه‌مند به تیم‌ملی درخواست می‌شود تا از آمدن به استادیوم آزادی خودداری کنند.» البته در صورت موافقت شورای تامین، علاقه‌مندان به فوتبال می‌توانند با خانواده‌هایشان در جشن صعود شرکت کنند.

یک شرکت کره‌ای پیش از مسابقه اعلام کرده که 200 کارگر خودش را برای حمایت از تیم ایران به ورزشگاه می‌آورد. آنها مدعی شده‌اند این اقدام را در واکنش به اظهارات سرمربی کره‌جنوبی علیه ایرانی‌ها انجام می‌دهند و از سرمربی تیم فوتبال کشورشان خوششان نمی‌آید!

محمد عباسی، وزیر ورزش و جوانان که به اولسان رفته عنوان كرد به هر ملي پوش يك خودرو هديه خواهد داد.

در ابتدای بازی هنگامی که اسکوربرد ورزشگاه تصویر کارلوس کی‌روش را به نمایش گذاشت، هواداران کره‌ای سرمربی تیم‌ملی ایران را هو کردند. جالب اینجاست که برای خبرنگاران کره‌ای عجیب بود که روز گذشته کارلوس کي‌روش عکس سرمربی آنها را با لباس ازبکستان روی پیراهنش زده است. آنها در این‌باره مدام از خبرنگاران ایرانی سوال می‌پرسیدند، خبرنگاران ایرانی هم توضیح می‌دادند که ابتدا سرمربی کره جنگ لفظی را آغاز کرده است. 

پس از به صدا درآمدن سوت پایان بازی، کارلوس کی‌روش که از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید جلوی «چوی کانگ هی» سرمربی تیم کره‌جنوبی رفت و جواب کری‌ها و صحبت‌های او در روزهای گذشته را با حرکت دست داد. پس از این ماجرا کی‌روش به شادی خود ادامه داد و در حال رفتن به رختکن بود که با دستیار چوی درگیر شد.

در نیمه دوم مصدومیت متوالی بازیکنان ایران باعث ناراحتی شدید و اعتراض هواداران کره‌ای شده بود. حتی در یکی دو صحنه داور اجازه ورود به کادر پزشکی تیم‌ملی به زمین مسابقه را نداد.

در دقیقه 78 بازی علیرضا منصوریان به دلیل اعتراض از روی نیمکت تیم‌ملی ایران اخراج شد و دقایق پایانی بازی را از روي سکوها تماشا کرد.

بازیکنان تیم‌ملی فوتبال ایران در حالی در ورزشگاه دور افتخار زدند که تماشاگران کره به هوکردن ملی‌پوشان پرداختند و به سمت آنها آشغال پرتاب کردند.

امین جمالی عکاس ایرانی حاضر در ورزشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

خوشحالی ملی‌پوشان فوتبال ایران خشم بازیکنان کره را به همراه داشت. اعضای تیم‌ملی فوتبال ایران بعد از پیروزی مشغول جشن و شادی در ورزشگاه مونسوی کره بودند که با پرتاب بطری‌های هواداران کره‌ای روبه‌رو شدند. در این دقایق یکی از بازیکنان تیم‌ملی کره هم به سمت کي‌روش رفت و با او درگیر شد.

سفیر ایران در کره‌جنوبی ساعاتی قبل از بازی به خبرنگاران گفت که از شهرهای مختلف کره‌جنوبی وسایل نقلیه برای حضور تماشاگران ایرانی در شهر اولسان تدارک دیده شده است. او پیش‌بینی کرده بود که بین 600 تا 700 تماشاگر ایرانی از سراسر کره و حتی از کشورهای ژاپن و آمریکا برای حمایت از تیم‌ملی ایران به شهر اولسان بیایند.

حسن روحاني رئيس جمهور منتخب مردم پس از بازي با جواد نكونام و مهدي محمدنبي ،كاپيتان و سرپرست تيم ملي تماس گرفت و تبريك گفت.

واکنش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به اظهارات حسن روحانی

سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا به اظهارات روز گذشته رئیس جمهور منتخب ایران واکنش نشان داد.
 
به گزارش فارس، آلن ایر، سخنگوی فارسی‌زبان وزارت امور خارجه آمریکا در مصاحبه‌ای با رادیو فردا درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران گفت‌وگو کرد.
 
«آلن ایر» درباره گفت‌وگوهای ایران با کشورهای 1+5 گفت: «در صورتی که ایران به وظایف و تعهداتش درباره برنامه هسته‌ایش عمل کند، ما را شریک خوبی خواهد یافت. همان‌طور که آقای اوباما به کرات گفته‌اند آمریکا آماده مذاکرات با ایران است.»
 
وی درباره اینکه آمریکا به دنبال چه نوع گفت‌وگویی با ایران است، گفت: «چه در متن گروه 1+ 5 و چه به طور دو جانبه و مذاکرات مستقیم. آن چه که لازم است اراده و نیت ایران برای رفع نگرانی‌های جامعه بین‌المللی است در مورد ماهیت برنامه‌های هسته‌ایش.»
 
مذاکرات کشورهای 1+5 با ایران برای حل آنچه کشورهای غربی به آن «مناقشات مربوط به برنامه هسته‌ای تهران» می‌گویند، انجام می‌شوند.
 
آمریکا، اسرائیل و شماری از متحدان‌آن‌ها بارها ایران را به پیگیری اهداف نظامی در برنامه انرژی هسته‌ای‌اش متهم کرده‌اند و این اتهامات بی‌اساس را دستاویزی برای تحمیل تحریم‌های غیرقانونی به جمهوری اسلامی قرار داده‌اند.
 
ایران ضمن رد قاطعانه اتهامات، می‌گوید به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلا‌ح‌های اتمی (ان‌پی‌تی) و عضوی از اعضای آژانس بین المللی انرژی اتمی حق دستیابی به فناوری هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز را دارد.
 
علاوه بر این به رغم بازرسی‌های متعدد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته‌ای ایران تاکنون مدرکی دال بر انحراف برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به سوی اهداف نظامی یافت نشده است.
 
آلن ایر درباره اظهارت روز گذشته حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران که عدم مداخله آمریکا در امور داخلی ایران مطابق موافقت‌نامه الجزایر، به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران، از جمله حقوق هسته‌ای و کنار گذاشتن سیاست‌های زورمدارانه درباره ایران را پیش‌شرط مذاکره دانسته بود، گفت: «ما نباید فراموش کنیم که در مورد پرونده هسته‌ای و به طور کلی در مورد مسائل راهبردی تصمیم گیرنده اصلی و سیاستگذار نهایی خود مقام رهبری است و نه رئیس جمهوری ایران.»
 
وی افزود: «ما باید فکر کنیم شرط گذاری راجع به مذاکرات در مورد روابط دو سویه ما را به جایی نمی‌برد. ما آماده‌ایم با ایران وارد مذاکره شویم بر مبنای حسن نیت، جدیت و احترام متقابل و خارج از این ما در امور داخلی ایران اصلا دخالت نمی‌کنیم و فقط خواستار آنیم- ما یعنی نه تنها آمریکا بلکه جامعه جهانی خواستار آن است – که ایران به تعهدات بین‌المللی‌اش عمل کند؛ چه در مورد تعهدات هسته‌ای و چه در مورد حقوق بشر.»
 
آلن ایر ادعاهای دولت کشورش درباره ایران را بار دیگر تکرار کرد: « وقتی ایران حقوق اساسی و بنیادین شهروندان خود را به طور فاحش و مکرر نقض می‌کند ما نمی‌توانیم ساکت بمانیم.»
 
سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا علی‌رغم این، ادامه داد: « ولی اگر واقعا رئیس جمهوری منتخب جمهوری اسلامی ایران علاقمند به بهبود و ترمیم روابط بین‌المللی باشد، راهش آسان است و مثل آب خوردن است. فقط و فقط لازم است ایران به تعهدات بین‌المللی‌اش پایبند باشد.»

مقاله اقتصادی روز: چالش‌ها و راهکارها در بازار کار

حسن طایی، عضو هیات‌علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی

میل به مشارکت مردان و زنان در فعالیت‌های اقتصادی از یک‌سو به نیازهای اقتصادی خانوار پاسخ می‌دهد و از دیگر سو تقاضای بنگاه‌ها را برای استخدام نیروی انسانی رفع می‌نماید. هرگاه در اقتصادی، هریک از این عوامل با کندی تحرک و واکنش نسبت به تغییرات بازار کار مواجه شود، می‌توان احتمال داد که شاخص‌ مهمی چون نرخ مشارکت کاهش پیدا کند. اما گاهی اوقات شرایط اقتصادی به‌گونه‌ای است که تمایل به کاهش مشارکت وجود ندارد اما از آنجا که بخش تقاضای بازار کار هم واکنش‌های مناسبی از خود نشان نمی‌دهد، نرخ بیکاری افزایش می‌یابد. بنابر این روند کاهشی یا افزایشی، این دو شاخص گویای بسیاری از تغییر و تحولات در بازار کار و سطح تولید (بازار کالا و خدمات) و فضای کسب و کار در کشور است.  در این چارچوب هنگامی که نرخ مشارکت جمعیت در سنین فعالیت کشور را حدود 40‌درصد با نرخ متوسط مشارکت در جهان حدود 65‌درصد و نرخ بیکاری بالای 15‌درصدی کشور را با نرخ متوسط بیکاری 6 الی 7‌درصدی جهانی مقایسه می‌کنیم، به‌وضوح آشکار می‌شود که میزان توانمندی ما برای مدیریت و بهره‌مندی از دارایی‌های انسانی، منابع مالی (اعم از ریالی و ارزی) و منابع فیزیکی در اختیار کشور، بسیار پایین است. این مساله به‌دنبال خود تولید کمتر و سطح برخورداری، رفاه و خرسندی پایین‌تر را در مقیاس جهانی برای ما ایجاد می‌کند. در راستای مطالب بالا، داده‌ها و اطلاعات مهم‌ترین ابزار کارشناسان در جهت برنامه‌ریزی نیروی انسانی و شناسایی آثار و پیامدهای سیاست‌های اقتصادی در بازار کار تلقی می‌شوند. در بسیاری از جوامعی که دارای بازار کار مطلوب هستند، یعنی با کمترین میزان عدم‌تعادل و نرخ بیکاری مواجه هستند، شاهد بانک‌های متعدد اطلاع‌رسانی برای برنامه‌ریزی مستمر نیروی انسانی و پیگیری تبعات تصمیم‌های اقتصادی دولت‌ها از یک‌سو و جویندگان شغل و کارفرمایان برای تطبیق سبد‌های مهارتی و بسته‌های شغلی از سوی دیگر هستیم.
در کشور ما از زمان تدوین سومین برنامه عمرانی (1342) در عصر پهلوی، تاکنون که سومین سال برنامه پنجم در عصر جمهوری اسلامی را پشت‌سر می‌گذاریم، همواره به ویژه در بزنگاه‌های تدوین برنامه‌ها بر این موضوع تاکید داشته‌ایم که باید اطلاعات بازار کار، ساماندهی شود ولی باوجود تکرار چندباره در قوانین برنامه‌ها، دریغ از اینکه هیچ‌گاه توانسته باشیم تصویری صحیح و بدون مناقشه از وضعیت اشتغال و سایر شاخص‌های مهم بازار کار ارایه دهیم. تاکید چندباره بر اهمیت موضوع ساماندهی اطلاعات بازار کار در کشور از ضروریات برنامه‌ریزی نیروی انسانی و سیاستگذاری مناسب برای بهبود این بازار است.

شش چالش اساسی در بازار کار:
1- مخدوش‌بودن داده‌ها و اطلاعات در بازار کار
2- وجود نزدیک به پنج‌‌میلیون نفر بیکار در بازار کار
3- وخامت بازار کار در مناطق پیرامونی (استان‌های مرزی) در مقایسه با مناطق مرکزی
4- نبود تناسب و رابطه لازم بین بهره‌وری، حقوق و دستمزد، تامین معیشت و تورم
5- ناپایداری وضعیت شاغلان موجود در بنگاه‌های اقتصادی به دلیل شرایط حاکم بر کشور
6- وجود نزدیک به پنج‌میلیون دانشجو که در طی پنج‌سال آینده وارد بازار کار می‌شوند (فرصت و تهدید)

چه عواملی موجبات این عدم تعادل را در بازار کار فراهم کرده است؟
برخی غفلت‌های بلندمدت در شکل‌گیری بیکاری و عدم‌تعادل بازار کار در سطح ملی و مناطق در کشور رخ داده است که اینک بیکاری ‌‌میلیونی به‌عنوان محصول و دستاورد آن نظام تصمیم‌گیری در مقابل جامعه نمایان شده است. برخی از آنها به‌شرح زیر هستند:
 * شکل‌گیری جمعیت 36‌‌میلیون‌نفری زیر 25سال در دهه 60 و 70
 * مهاجرت و تشکیل دوگانگی توزیع منابع طبیعی در کل کشور و تمرکز منابع انسانی در مادرشهرها
* کاهش سهم اعتبار عمرانی در بودجه‌های سنواتی.
 * پیشی‌گرفتن هزینه‌های استهلاک از هزینه‌های سرمایه‌گذاری در برخی سال‌ها در سطح کلان.
 * فقدان شکل‌گیری زنجیره‌های فعالیت و مشاغل در سطح بنگاه‌ها، صنعت و بازار.
 * کاهش تدریجی سهم واردات کالاهای سرمایه‌ای در کل واردات کشور.
 * مهاجرت‌های ممتد نخبگان و نوآوران اقتصادی، علمی، اجتماعی و سیاسی.
 * ناپایداری بنگاه‌ها و طول عمر پایین آنها.
 * گسترش آموزش عالی و فقدان شکل‌گیری نظام یادگیری و نوآوری در سطح ملی، مناطق و بنگاه‌ها.
البته برخی امور و سیاست‌های جاری نیز در شکل‌گیری بیکاری و عدم‌تعادل در بازار کار ملی و مناطق بسیار موثر بوده‌اند که می‌توان از آنها نیز به‌شرح زیر یاد کرد.
 * تشنج‌ها و تنش‌های سیاسی در سطح محیط بین‌المللی و محیط داخلی به‌شدت تمام فضای کسب و کار و محیط سرمایه‌گذاری را نااطمینان کرده و هرگونه زمینه خوش‌بینی و امیدواری را برای سرمایه‌گذاری و تلاش برای ارایه توانمندی‌های خویش از ذهنیت کارآفرینان و سرمایه‌گذاران از بین برده است.
 * مساله بعدی که موجب ناپایداری بازار کار در بخش تقاضا شده است، اتخاذ سیاست تجاری به نفع کشورهای آسیای شرقی است. با واردات کالا، نیروی کار خارجی وارد بازار کار داخلی می‌شود و این موضوع لطمه اساسی به «پایداری» بازار کار کشور زده است.
 * بی‌اهمیت‌شدن اقتصاد متکی بر تولید ملی در مقابل اقتصادی مبتنی بر سوداگری و گسترش بخش‌های نامولد.
 * سیاست‌های ناصحیح مالی، اعتباری و پولی سال‌های اخیر و تغییرات سریع و بی‌ثباتی آنها.

با تامل در موارد فوق می‌توان دریافت که پادزهر هر یک از آنها، راه‌حل اساسی بهبود بازار کار در کوتاه‌مدت و میان‌مدت است. اما به‌طور مشخص چند راهکار اساسی برای بهبود بازار کار پیشنهاد می‌شود.
1-  برای حل معضل اشتغال باید به تولید اندیشید، بنابراین اتخاذ مجموعه‌ای از سیاست‌های مالی، پولی و اعتباری که از انسجام و هماهنگی کافی برخوردار بوده و انجام سرمایه‌گذاری با کارایی بالا برای نیل به نرخ رشد هشت‌درصد تولید ناخالص داخلی از مهم‌ترین اولویت‌های بهبود بازار کار است.
2- ساماندهی نظام داده و اطلاعات بازار کار پیش‌شرط هرگونه سیاستگذاری در آن بازار و ارزیابی نتایج آنهاست.
3- کنترل و هدف‌گذاری تجارت خارجی برای پشتیبانی از تولید ملی.
4- تقویت بنگاه‌های صنعتی و واحدهای بهره‌برداری کشاورزی از طریق رفع موانع اداری، گمرکی، مالیاتی و مسایل نیروی کار و تامین اجتماعی.
5- تقویت و ایجاد بخش‌های تحقیق و توسعه و به‌کارگیری نیروی‌های متخصص جوان (فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها) در بنگاه‌های اقتصادی برای افزایش کیفیت محصول و رقابت‌پذیری با محصولات مشابه خارجی (راهبرد اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها)
6- اتخاذ سیاست‌های فعال بازار کار از طریق فعالیت‌های زیر:
 * گسترش خدمات استخدامی و کارآمد کردن ادارات کاریابی خصوصی و عمومی
* گسترش آموزش‌های مورد نیاز بازار کار از طریق سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای
* ایجاد شغل به‌طور مستقیم از طریق انجام کارهای زیربنایی در مناطق روستایی به‌ویژه در استان‌های مرزی
*  پرداخت کمک‌هزینه به مزد در بنگاه‌های اقتصادی برای به‌کارگیری و استخدام نیروی کار جدید
* ایجاد کارهای عمومی به‌صورت مستقیم
* کمک به توسعه موسسات اقتصادی کوچک و متوسط
*  اقدامات مربوط به ایجاد خوداشتغالی
6- اتخاذ سیاست‌های تنظیم بازار کار از طریق فعالیت‌های زیر:
 * گفت‌وگو با کارفرمایان برای حفظ اشتغال کارکنان موجود
* تغییر زمان کار از طریق توجه به کار موقت و کار پاره‌وقت
* بازنشستگی زود‌هنگام برای کسانی که داوطلب هستند
* اصلاح نحوه تعیین دستمزد برای کارکنان موجود و حداقل دستمزد برای تازه واردان به بازار کار
* انعطاف‌پذیری در دستمزدها در برخی مناطق، برخی فعالیت‌ها و برخی مشاغل
7-  سیاست‌های حمایتی و غیرفعال (منفعل) بازار کار
* گسترش بیمه بیکاری برای بیکاران قبلا شاغل
* اصلاح پرداخت فوق‌العاده خاتمه خدمت با توجه به نظر نماینده کارفرمایان و نماینده کارگران
* اصلاح مزد اخراج (غرامت اخراج) با توجه به نظر نماینده کارفرمایان و نماینده کارگران
 در صورت به‌کارگیری و تحقق راهکارهایی که برای کاهش مشکلات بازار کار اشاره شد، می‌توان امید داشت که در میان‌مدت شاهد ثبات و آرامش بازار کار باشیم. منتها نکته‌ کلیدی که باید در امر تخصیص منابع و اتخاذ سیاست‌ها در نظر داشت، این است که برای ایجاد اشتغال و تعادل در بازار کار هیچ‌گاه نباید کارایی اقتصادی را نادیده گرفت. چراکه در صورت اغماض از اصل کارایی، مشکلات با دشواری و سهمگینی بیشتری مجددا ظاهر می‌شوند.

کاریکاتور روز

مقاله اقتصادی روز: فضای کسب و کار، نیازمند هوای تازه

فرزانه طهرانی: افزایش نرخ بیکاری از 11/5 درصد در سال آغازین دولت نهم به 3/12درصد در سال گذشته، افزایش تعداد بیکاران از دومیلیون‌و600هزارنفر در سال 84 به سه‌میلیون‌و300هزارنفر در سال91، اختلال در کار هزارو750 واحد تولیدی و دوم شدن ایران از آخر در به دست آوردن رتبه کسب‌وکار منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، سبب شد حسن روحانی رییس‌جمهور منتخب مردم ایران اشتغال سه‌میلیون بیکار را در نخستین نشست مطبوعاتی از اولویت‌های دولت خود اعلام کند. ایجاد رونق تولید و تخصیص 34هزارمیلیاردتومان به 41هزار واحد صنعتی نیمه‌تمام نیز به‌عنوان اولین گام برای رسیدن به این مهم نیز توسط او هدف‌گذاری شد.

احمدی‌نژاد درحالی با 12/2درصد نرخ بیکاری دولت را تحویل می‌دهد، که از پررنگ‌ترین وعده‌های انتخاباتی او تک‌رقمی کردن این نرخ بود. هرچند وی در ابتدای کار دولت نهم با طرح‌های شتابزده سعی داشت این شاخص را به گفته‌های خود نزدیک کند اما در عمل، طرح‌های مورد تاکید رییس دولت عقیم ماند. حال حسن روحانی با تاکید بر تلاش در جهت رشد تولید و جلوگیری از ورود کالاهای بنجل عمدتا چینی، تحقق اهدافی که در دولت قبل انجام نشد را قریب به وقوع می‌داند.

کسب‌وکار ایران 37 پله سقوط کرد
برای اثبات ناکامی دولت نهم و دهم کافی است به شاخص‌های کلان در این حوزه نگاهی بیندازیم. رتبه عمومی فضای كسب‌وكار به‌عنوان یکی از شاخص‌های مهم این حوزه نشان می‌دهد که کشور ما از سال 2005 تا سال گذشته میلادی 37 پله سقوط کرده است. طبق اعلام بانک مرکزی، در سال 2012 ایران در میان 182 كشور جهان در رتبه 145 قرار گرفته كه مرتبه‌ای فرودست و 37 رتبه پایین‌تر از رده سال 2005 است. به‌غیر از سال 2008 كه جایگاه 142 از آن ایران شده بود؛ هرچه به عقب می‌رویم جایگاه ایران بهتر بوده است. رتبه 119 در بین 178 كشور جهان در سال 2007، كسب جایگاه 113 در سال 2006 و دستیابی به رده 108 در سال 2005 موید مناسب‌تر بودن فضای كسب‌وكار كشور در این سال‌ها نسبت به دو سال اخیر است. همچنین ایران در میان 15 کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز رتبه‌ای بهتر از 13 به دست نیاورده است. این در حالی است که عربستان‌سعودی با رتبه جهانی 33، در صدر کشورهای منطقه قرار دارد. اما قسمت جالب این داستان اظهارنظر بهروز علیشیری، رییس‌كل سازمان سرمایه‌گذاری، كمك‌های فنی و اقتصادی ایران است که در توجیه این عقب‌ماندگی می‌گوید: دلیل افت رتبه ایران در فضای كسب‌وكار جهانی آن است كه دیگران در این عرصه بهتر از ما فعالیت كرده‌اند! او همچنین در ادامه توضیحاتش اضافه می‌کند که پنج شاخص موجود در فضای كسب‌وكار به قوه‌قضاییه ارتباط دارد كه یكی از شدیدترین افت‌های بیش از 20پله‌ای ما هم به این قوه مربوط می‌شود.

آمار هریتیج بحرانی‌تر است
پس از آنکه بانک جهانی آمار فضای کسب‌وکار ایران را اعلام کرد اما هریتیج این آمار را با رقم‌هایی متفاوت‌تر منتشر کرد. بر اساس این گزارش ایران در سال 2013 بین ۱۷۶ کشور جهان از نظر فضای کسب‌وکار رتبه ۱۶۸ را به دست آورده است. چنانچه این آمار صحت داشته باشد باید گفت که کشور ما در میان ۱۷۶ کشور دیگر، از نظر امنیت فضای کسب‌وکار به مقام دوازدهمین کشور از آخر رسیده است.

در پیوند تنگاتنگ فضای نامناسب كسب‌وكار با بحران سیاسی، ركود اقتصادی كه بیكاری انبوه پیامد محتوم آن است، بیش از پیش بر جامعه ایران سنگینی می‌كند. محمدامین هادوی، عضو دیگر اتاق بازرگانی و صنایع و معادن كشور به «شرق» می‌گوید: فضای كسب‌وكار رابطه‌ای مستقیم با بنگاه‌های اقتصادی، میزان تولید، صادرات، سرمایه‌گذاری و سودآوری دارد. اما طی سال گذشته این چهار آیتم نه‌تنها بهبود نداشته بلكه در مقایسه با سال قبل دچار افت نیز شده است. در راستای عوامل ذكرشده موثر بر فضای كسب‌وكار كشور، اوج‌گیری تنش در روابط بین‌المللی ایران و به‌ویژه چشم‌انداز اعمال احتمال تحریم‌های شدیدتر اقتصادی علیه كشور به‌عنوان عامل سوم در نزول فضای كسب‌وكار بیان می‌شود. هادوی می‌افزاید: اگر بخواهیم اقتصاد ایران رونق بگیرد، باید بتوانیم تعامل صحیحی با منطقه و جهان داشته باشیم. حتی مشكلات مربوط به اشتغال نیز در حوزه تعاملات بین‌المللی حل می‌شود و تعامل با خارج در ادبیات ایران به معنای تنش‌زدایی در روابط بین‌المللی است.

گریز شاغلان

به گفته عبدالحسین ساسان کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه اصفهان نیز شواهد موجود گویای آن است که در دوره برنامه چهارم و سال‌های بعد از آن تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که به قصد کار و اقامت از کشور خارج شده‌اند، ابعاد نگران‌کننده‌ای پیدا کرده است. پدیده هشداردهنده جدید آن است که پس از تشدید تحریم‌ها علیه ایران، تعداد کارآفرینانی که کشور را به قصد کار در دوبی، ترکیه، مالزی و کشورهای دیگر ترک کرده و سرمایه‌ها و شرکت‌های خود را به این کشورها منتقل کرده‌اند، افزایش یافته است.
او ادامه می‌دهد: یکی از موانع بزرگ رونق فعالیت‌های خصوصی در ایران نامساعد بودن محیط کسب‌وکار است. رتبه ایران از این نظر چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی همواره پایین بوده است. به‌رغم اهمیت محیط کسب‌وکار برای رونق فعالیت‌های بخش خصوصی دولت‌های نهم و دهم به این مساله بی‌توجه بوده‌اند. به همین دلیل رتبه کشور از نظر محیط کسب‌وکار در سال 1391 به 145 کاهش یافت.

احمدی‌نژاد در 8 سال، 500هزار شغل ایجاد کرد
شاخص دیگری که بر بحرانی‌بودن این حوزه تاکید دارد، میزان اشتغال‌زایی است. آمارهای مستندی که مرکز آمار ایران از تعداد بیکاران و شاغلان کشور ارایه کرده است، نشان می‌دهد که تعداد بیکاران کشور در سال 84 (آغاز فعالیت دولت نهم) دومیلیون‌و674هزارنفر بوده است ولی این تعداد در پایان سال گذشته به سه‌میلیون‌و300هزارنفر افزایش یافته است. همچنین تعداد شاغلان کشور در اولین سال فعالیت دولت نهم 20میلیون‌و618هزارنفر بوده که در پایان سال 91 به 21میلیون‌و160هزارنفر رسیده است و در این فاصله هشت‌ساله، آمار شاغلان تنها 542هزارو308نفر افزایش نشان می‌دهد. این آمارها حکایت از آن دارد که به‌رغم دستکاری تعاریف شاخص‌های شاغلان توسط تیم احمدی‌نژاد، باز هم توفیقی در کاهش نرخ بیکاری حاصل نشده است. دولت نهم سعی کرد با تغییر تعریف بیکاری، به بخشی از انتقادها پاسخ دهد. بنابراین در تعریف جدید، اعلام کرد تمام افراد ۱۰ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع، حداقل یک ساعت کار کنند، شاغل محسوب می‌شوند!  بر اساس این تعریف بود که نرخ بیکاری در تابستان ۸۶ حدود ۹/۹درصد اعلام شد. اما باید توجه داشت که اگر آمار افراد شاغل طبق تعریف گذشته محاسبه می‌شد، اکنون به جای نرخ بیکاری 3/12درصدی با رقم بسیار بالاتری مواجه بودیم.  در حالی که دولت احمدی‌نژاد مدعی اشتغال‌زایی چندمیلیونی و ایجاد شش‌میلیون شغل است، اما مسعود نیلی کارشناس اقتصادی اعتقاد دیگری دارد. او می‌گوید: در عمل میزان خالص اشتغال‌زایی در دوران احمدی‌نژاد نزدیک به «صفر» بوده است. نیلی می‌افزاید: در سال‌های 1385 تا 1390، میزان اشتغال‌زایی خالص سالانه، تنها 14هزارو200 بوده که بسیار ناچیز و در حد صفر است. به گفته او آمار اشتغال‌زایی خالص در دوران دفاع مقدس نیز که کشور درگیر یک جنگ تمام‌عیار هشت‌ساله بود، حدود 200هزار شغل در سال بود که 14برابر بیشتر از دوران کنونی است که بالاترین درآمد نفتی کل تاریخ ایران را داشته است.

بازتاب صعود تیم ملی به جام جهانی در رسانه‌های خارجی

راهیابی تیم ملی ایران به جام جهانی 2014 برزیل در رسانه های جهان بازتاب گسترده ای داشت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم ملی ایران با پیروزی ارزشمند یک بر صفر در کره جنوبی برای چهارمین بار به جام جهانی صعود کرد. رسانه‌های خارجی پس از صعود تیم ملی به جام جهانی به بررسی این صعود پرداختند.

بی‌بی‌سی

بی‌بی‌سی با بررسی بازی‌های انتخابی جام جهانی در قاره آسیا نوشت: تیم‌های ایران، کره جنوبی و استرالیا توانستند در روز پایانی مسابقه‌های انتخابی جام جهانی جواز حضور در این مسابقه‌ها را به دست آورند. ایران با گل سه امتیازی رضا قوچان نژاد موفق شد با شکست کره جنوبی صدرنشین گروه A مسابقه‌ها شود. نتیجه‌ای که البته باعث صعود هر دو تیم به جام جهانی 2014 شد. با این نتیجه پیروزی پرگل 5 بر یک ازبکستان برابر قطر نتیجه‌ای نداشت و تیم ازبکستان با قرار گرفتن در رده سوم به پلی‌آف راه یافت.

ساکرنت

کره جنوبی در حالی برابر ایران به میدان رفت که تا حدود زیادی خیالش از رفتن به جام جهانی راحت بود. رضا قوچان نژاد در دقیقه 60 موفق شد گل ارزشمندی برای تیم ملی ایران به ثمر برساند اما ایرانی‌ها باید قدردان سنگربان تیم‌شان باشند که دو بار دروازه تیم ملی ایران را نجات داد تا این پیروزی ارزشمند برای تیم ملی ایران حفظ شود. به این ترتیب تیم ایران و کره جنوبی از این گروه به جام جهانی صعود کردند.

یورو اسپورت

ایران برابر کره جنوبی با نمایش یک بازی دفاعی موفق شد کره جنوبی را با یک گل شکست دهد و به جام جهانی صعود کند.

یاهو اسپورت

یاهو اسپورت در گزارشی صعود ایران به جام جهانی را مورد بررسی قرار داد و نوشت:‌ ایران با شکست کره به جام جهانی صعود کرد. در ادامه این گزارش آمده است ایران در بازی برابر کره جنوبی رو به یک بازی دفاعی آورد اما در نهایت موفق شد در دقیقه 60 روی اشتباه مدافع کره جنوبی به گل ارزشمند دست پیدا کند. این پیروزی به قدری برای کارلوس کی‌روش مهم بود که او پس از بازی دستانش را به سمت سرمربی کره مشت کرد.

سرمربی تحت فشار تیم ایران پیش از بازی جنگ لفظی شدیدی با سرمربی کره جنوبی داشت. سرمربی کره قول داده بود که ایران را در اولسان شکست دهد و کی‌روش را مجبور کند که جام جهانی آینده را از پای تلویزیون تماشا کند. آن‌ها بازی را به همین قصد سریع شروع کردند و فرصت‌های گلزنی خوبی خلق کردند. ایران می‌دانست که یک تساوی هم می‌تواند آن‌ها را به جام جهانی برساند. مگر آنکه ازبکستان پیروزی با اختلاف چهار گل به دست آورد. بنابراین آن‌ها عقب نشستند تا توپ و میدان در اختیار کره‌ای‌ها باشد. اما اشتباه مرگ‌بار کیم یونگ گوان باعث شد تا رضا قوچان نژاد از یک موقعیت طلایی بتواند برای تیم ملی ایران یک گل بسازد.

در بازی دیگر در تاشکند ازبکستان موفق شد با نتیجه 5 بر یک به پیروزی برسد تا دو تیم ایران و کره جنوبی بتوانند راهی جام جهانی 2014 برزیل شوند.

گاردین

روزنامه‌ "گاردین" درباره پیروزی ایران برابر کره جنوبی نوشت: ایران با پیروزی برابر کره جنوبی در دور نهایی انتخابی جام جهانی 2014 مسافر برزیل شد.

خبرگزاری فرانسه: بزرگان فوتبال آسیا به جام جهانی رسیدند.

خبرگزاری فرانسه در تیتری با بررسی انتخابی جام جهانی در منطقه آسیا، نوشت: بزرگان قاره کهن توانستند در روز آخر انتخابی جام جهانی مسافر برزیل شوند.

واشنگتن پست

ایران و کره جنوبی و استرالیا در بازی‌های دارماتیک انتخابی جام جهانی توانستند راهی بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان شوند. پیروزی ایران برابر کره باعث شد تا برتری پنج بر یک ازبکستان برابر قطر بی‌اثر باشد.

خبرگزاری رویترز

ایران با شکست کره جنوبی به پیروزی ارزشمندی دست یافت و توانست به جام جهانی راه پیدا کند. پیروزی ایران برابر کره باعث شد تا شاگردان کی‌روش صدرنشین گروه خود شوند و به همراه کره جنوبی راهی جام جهانی 2014 برزیل شوند.

روزنامه آبولا پرتغال

روزنامه پرتغالی با ارزشمند خواندن پیروزی تیم ایران نوشت: شاگردان کارلوس کی‌روش موفق شدند با تک گل رضا قوچان نژاد پیروزی ارزشمندی در خانه کره به دست آورند. در انتهای بازی کره‌ای‌ها هرجه در توان داشتند رو کردند اما نتوانستند به گل برسند تا ایرانی‌ها شادی وصف نشدنی را پس از سوت پایان مسابقه به نمایش بگذارند.

صعود مقتدرانه ایران به جام جهانی 2014 برزیل

تیم ملی بزرگسالان فوتبال ایران توانست با عبور از سد کره جنوبی با اقتدار به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل صعود کند.

به گزارش وبلاگ خبری خبر امروز؛ تیم ایران عصر امروز در شهر اولسان کره جنوبی توانست با نتیجه یک بر صفر مقابل تیم قدرتمند آسیای شرقی خود با یک بازی منطقی و قابل قبول ضمن شکست دادن این تیم به عنوان تیم اول گروه خود به جام جهانی صعود کند.

گل پیروزی بخش ایران را رضا قوچان نژاد در دقیقه ۶۰ بازی و با اشتباه مدافع کره جنوبی در دفع توپ و زیرکی این بازیکن به زیبایی درون دروازه تیم کره جنوب قرار داد.

لازم به ذکر است در چند روز اخیر مشاجرات لفظی بین سرمربی کره جنوبی و کارلوس کی روش درگرفته که حساسیت این بازی را دوچندان کرده بود.

تیم ایران توانست با این برد و کسب ۱۶ امتیاز به عنوان تیم اول گروه صعود خود را به جام جهانی مسجل کند.

وبلاگ خبری "خبر امروز" ضمن تبریک به جامعه فوتبال کشور این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک گفته و آرزومند است تیم ایران بتواند در جام جهانی حضوری موفقیت آمیز داشته باشد.

به امید موفقیت ایران و ایرانی